ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
کاش فاصله ها اجازه می دادند وقتی قلبها به یاد هم می تپند در کنار هم باشند ...
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
کاش هیچوقت برای هم تکرار نمی شدیم.کاش همیشه یادمان می ماند که یک زمانی چشمانمان روزها فقط غروب خورشید را میدید و شبها کارش شمردن ستارهها بود.کاش یادمان می ماند که همیشه شبها آنقدرلحظ ها را می شمردیم تا به قرص کامل ماه برسیم .کاش یادمان می ماندکه وقتی دلمان تنگ دیدار هم می شد حافظ را به شاخه نباتش قسم میدادیم تا…
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
دوره ، دوره ی تنهایی دستها نیست دوره ، دوره ی تنهایی دلهاست . . .
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
گاه دلتنگ مي شوم دلتنگتر از همه دلتنگي ها گوشه اي مي نشينم و حسرت ها را مي شمارم و باختن ها را و صداي شکستن ها را نمي دانم من کدام اميد را نااميد کرده ام و کدام خواهش را نشنيدم و به کدام دلتنگي خنديدم که اين چنين دلتنگم دلتنگم دلتنگ
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
اگر روزی عاشق شدی ... قصه ات را برای هیچکس بازگو نکن ... این روزها چشم حسودان به دود اسپند عادت کرده ......!
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
همینها هستند که دنیا را جای بهتری می کنند برای زندگی کردن مثل دوستی که همیشه موقع دست دادن خداحافظی، آن لحظهی قبل از رها کردن دست، با نوک انگشتهاش به دستهایت یک فشار کوچک می دهد… چیزی شبیه یک بوسه!
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
صدای قلب نیست، صدای پای تو است که شب ها در سینه ام میدوی، کا[!]ت کمی خسته شوی، کا[!]ت کمی بایستی!!
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
چگونه دست دلم را بگيرم ودر كنار دلتنگيهايم قدم بزنم در اين خيابان كه پر از چراغ و چشمك ماشينهاست ...نه آقايان: مسير من با شما يكي نيست از سرعت خود نكاهيد من آداب دلبري را نمي دانم
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
در تمام میهمانیها آویز گردنِ من کلید خانهی توست، حالا بگذریم مرا جرأتِ آمدن نیست و تو را جرأتِ عوضکردن قفل...
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
•سفری باید رفت سفری بی همراه... تا ته تنهایی محض ...یار تنهایی من با من گفت: هرکجا لرزیدی از سفر ترسیدی تو بگو از ته دل "من خدارا دارم"
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
گاهی" سکوت " علامت رضایت نیست .... شـــــایــــد کـــــــسی دارد خفه می شود پـشت سنگینی یـک بـغـض !!!
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
ماهیگیر دلش سوخت...این بار ماهی قلاب را رها نمیکرد؛چقدر تنهاست!!!!
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
ای کاش با خاطره ها زندگی نمی کردیم..............
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
درد غریبی است تنهایی و بی کسی...امان از دلی که دلبر ندارد
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
خودم را كه می گذارم كنار نبودن هایت، ندیدن هایت، بد قولی كردن هایت، فراموش كاری هایت، می شود یك دنیا فاصله . . . میشود یك دنیا بغض ! یك دنیا دلگرفتگی ! حالا دیگر باید پرده های این دل خانه را انداخت ... رفت یك گوشه آرام و بی صدا نشست ... سر را روی زانو های دل گذاشت و تمام این زخم ها را دانه دانه بارید
از #سانسور ِ احساسی خسته ام. . .
13 سال و 6 ماه و 11 روز و 13 ساعت و 13 دقيقه قبل