خـدا را چه دیـدی ؟! شاید یك روز در كافه ای دنـج و خـلوت روی صنـدلی رو به روی مـن نشسته باشی و بـرای یك بـار هم كه شـده چـای تـو سـرد شـود... بس كه خیـره مانـدی به مـن .....
هيچ کوچه اي به نام هيچ #زني نيست و هيچ خياباني … بن بست ها اما فقط زنها را مي شناسد انگار در #سرزمين_من سهم زنها از رودخانه ها تنها پل هايي است که پشت سر آدمها خراب شده اند اينجا نام هيچ بيمارستاني #مريم نيست تخت هاي زايشگاهها اما پر از مريم هاي درد کشيده اي است که هيچ يک ، #مسيح را آبستن نيستند!
از #سانسور ِ احساسی خسته ام. . .
13 سال و 6 ماه و 12 روز و 18 ساعت و 54 دقيقه قبل