مهربون،اي هم قبيله، ميدونم دستات چه سرده
هر كي ميگه غم نداره، تو دلش يه دنيا درده
تو ميخواي كه من ندونم، دلت از غصه هلاكِه
جاي شلاق سياهي، رو تن نجيب و پاكِه
اما ناگفته هويداست، غمي كه ريشه دَوونده
اون غمي كه غير شاخه، زده ريشه رو سوزونده
تو خودت گفتي قديما، قصه گل و تگرگُو
قصه خويش دلآزار، قصه ريزش برگُو
نميدونم توي دنيا چرا آدما حقيرن
چرا خوبا واسه خوبي، توي دست شب اسيرن
اين چرا، چرا، چراها، هيچكدوم درمون نميشه
آخه دردِ ديگه اينجاست، از يه خاكيم و يه ريشه
تا بوده قصه دنيا، قصه غربت و درده
پس ديگه دلو نسوزون، اين همون قسمت و بخته
تو بخند، تو اين زمونه، چارهاي ديگه نداريم
شايدم با خندههامون، غصه رو تنها بذاريم
درست کردن لباس های رسمی در حدود 200 سال پیش یکی از دشوارترین شغل های آن زمان بوده است و تعداد معدودی بوده اند که می توانستند این لباس ها را طراحی و آماده کنند. مشکل ترین قسمت در تولید این لباس ها دامن آن بود. در گزارش تصویری زیر بخشی از قسمت های تولید یک لباس رسمی را ملاحظه می کنید که مربوط به سال 1840 میلادی می باشد.
# آلدوس هاکسلی
12 سال و 11 ماه و 17 روز و 13 ساعت قبل

12 سال و 11 ماه و 17 روز و 12 ساعت و 52 دقيقه قبلدنی هم تلفنی صحبت می کنی هم کار ارباب رجوع رو راه می ندازی هم کامنت میدی ؟
چند هسته ای هستی برادر من ؟ 
12 سال و 11 ماه و 17 روز و 12 ساعت و 42 دقيقه قبلقرار بوئ اکسینوس اکتا 8 هسته ای سامسونگ باشم .. اما دیدم اسنپ دراگون 800 فعلا بالاتره
12 سال و 11 ماه و 17 روز و 12 ساعت و 34 دقيقه قبل
ماشالا . اصلا این سی پی رو از روی شما ساختند 
12 سال و 11 ماه و 17 روز و 12 ساعت و 24 دقيقه قبل