@♛ ᗩ ♆ ᖙ ᗩ ♛(خاله ريزه) قصه ازآنجا شروع شد که.......... خیلی عصبانی بود. گفت:اگه دوسم داری ثابت کن. گفتم:چه جوری؟ ... تیغو برداشت و گفت:رگتو بزن. گفتم:مرگ و زندگی دست خداست گفت :پس دوسم نداری تیغو برداشتم و رگمو زدم وقتی داشتم تو آغوش گرمش جون میدادم آروم زیر لب گفت : اگه دوسم داشتی تنهام نمی ذاشتی
خيلي قشنگ بود ميدوني روزگار جوريه كه يه جاهايي تنها ميذاري و يه جاي تنها ميموني ............يه تنها ميذاري چون دوستش نداري يه جا تنهات ميذارن چون دوستت دارن دليل تنها گذاشتنا هم شده ميرم چون لياقتتو ندام اما بدون خيلي دوستت دارم
# آلدوس هاکسلی
12 سال و 11 ماه و 18 روز و 22 ساعت و 42 دقيقه قبل

12 سال و 11 ماه و 18 روز و 22 ساعت و 35 دقيقه قبلدنی هم تلفنی صحبت می کنی هم کار ارباب رجوع رو راه می ندازی هم کامنت میدی ؟
چند هسته ای هستی برادر من ؟ 
12 سال و 11 ماه و 18 روز و 22 ساعت و 25 دقيقه قبلقرار بوئ اکسینوس اکتا 8 هسته ای سامسونگ باشم .. اما دیدم اسنپ دراگون 800 فعلا بالاتره
12 سال و 11 ماه و 18 روز و 22 ساعت و 16 دقيقه قبل
ماشالا . اصلا این سی پی رو از روی شما ساختند 
12 سال و 11 ماه و 18 روز و 22 ساعت و 6 دقيقه قبل