و بالاخره این شما و این M0H3N خواننده ی نسل جوان!!!!چنتا زحمت واستون دارم اونم اینکه اولاً حتماً دانلود کنین،اگه قشنگه بگین چون اگه شد میخوام جدی برم دنبالش پس واسم مهمه،خیلی بیشتر از مسابقه دوماً اینکه لطف کنین با هدفون گوش کنید چون خونه ضبط کردم با میکروفن معمولی،بنابراین ریزِ کاریاش با گوش غیر مصلح درک نمیشه و در آخر ممنون از همه که با نظرشون منو کمک خواهند کرد(کاور صرفاً جهتِ مزاح ساخته شده خودتونو درگیرِ حاشیه نکنید) [فایل]
روزی ، یک پدر روستایی با پسر پانزده اش وارد یک مرکز تجاری میشوند. پسر متوّجه دو دیوار براق نقرهای رنگ میشود که بشکل کشویی از هم جدا شدند و دو باره بهم چسبیدند، از پدر میپرسد، این چیست ؟ پدر که تا بحال در عمرش آسانسور ندیده میگوید پسرم، من تا کنون چنین چیزی ندیدم، و نمیدانم . در همین موقع آنها زنی بسیار چاق را میبینند که با صندل چرخدارش به آن دیوار نقرهای نزدیک شد و با انگشتش چیزی را روی دیوار فشار داد، و دیوار براق از هم جدا شد ، و آن زن خود را بزحمت وارد اطاقکی کرد، دیوار بسته شد، پدر و پسر ، هر دو چشمشان بشماره هائی بر بالای آسانسور افتاد که از یک شروع و بتدریج تا سی رفت، هر دو خیلی متعجب تماشا میکردند که ناگهان ، دیدند شمارهها بطور معکوس و بسرعت کم شدند تا رسید به یک، در این وقت دیوار نقرهای باز شد، و آنها حیرت زده دیدند، دختر ۲۴ ساله مو طلایی بسیار زیبا و ظریف ، با طنازی از آن اطاقک خارج شد.پدر در حالی که نمیتوانست چشم از آن دختر بردارد، به آهستگی، به پسرش گفت : پسرم ، زود برو مادرت را بیار اینجا !!
# آلدوس هاکسلی
12 سال و 11 ماه و 18 روز و 16 ساعت و 10 دقيقه قبل

12 سال و 11 ماه و 18 روز و 16 ساعت و 2 دقيقه قبلدنی هم تلفنی صحبت می کنی هم کار ارباب رجوع رو راه می ندازی هم کامنت میدی ؟
چند هسته ای هستی برادر من ؟ 
12 سال و 11 ماه و 18 روز و 15 ساعت و 52 دقيقه قبلقرار بوئ اکسینوس اکتا 8 هسته ای سامسونگ باشم .. اما دیدم اسنپ دراگون 800 فعلا بالاتره
12 سال و 11 ماه و 18 روز و 15 ساعت و 44 دقيقه قبل
ماشالا . اصلا این سی پی رو از روی شما ساختند 
12 سال و 11 ماه و 18 روز و 15 ساعت و 34 دقيقه قبل