دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙

من بهترین نیستیم، اما به سوی بهترین ها پیش می روم... درباره »
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
زن
امتیاز: 3587.2

دنبال‌شدگان

(367 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(636 کاربر)

گروه‌ها

(16 گروه)

بازدید

alireza
1302085080473963.png alireza
در دوره

به یاد دیوار دوره : مینشینم بر لبه ی دیوار گروه دوره و مینگرم سکوت زیبای گروه.

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
در دوره

با یک دسته گل رز آمده بود به دیدنم -با یک نگاه مهربان- همان نگاهی که سالها آرزو داشتم و از من دریغ میکرد... گریه ای کرد و گفت دلش برایم تنگ شده! ای خواند و رفت

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
در دوره

کسی نیست که مشکلی ندارد بلکه کسی است که با مشکلی ندارد .

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
در دوره

ماهی شده بد باورش،تور اگه بندازن سرش،میشه عروس ماهیها ،ماهی باورش نبود،تور اگه بندازن سرش، نگاه گرم ماهی گیر،میشه نگاه آخرش

این ارسال را بازنشر کرده است.
·٠•●♥ الهـــــه ♥●•٠·
·٠•●♥ الهـــــه ♥●•٠·

دائم شکر گذار خدا باشیم که :شاید بدترین شرایط زندگی ما ، برای دیگران آرزو باشد .

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
در دوره

تو اگر زیادی داری حتما معنی اش این نیست که محصورکننده و ارزشمندی! شاید !!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
در دوره

گر بيايي بر سر بالينم ........ به دو عالم ندهم لذت را

این ارسال را بازنشر کرده است.
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
در دوره

هیچ کس با من نیست مانده ام تا به چه اندیشه کنم مانده ام در قفس تنهایی... میخوانم چه غریبانه شبی است شب تنهایی من...

این ارسال را بازنشر کرده است.
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
در دوره

خیلی از کسایی که راحت از کنارشون رد میشیم؛ کسایی هستن که یه نفر یه جایی داره به پر پر میزنه ...!

این ارسال را بازنشر کرده است.
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
در دوره

دستهایت را زیر ستون کن که من از بی تو بودن میترسم

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙

زل به چشمانت که میزدم ، سیگار روشن میکردم ... باشد که هضم کنم آن زیبایی بی نهایت نهفته در چشمانت را. حال که نیستی ، سیگار آتش میزنم... شاید که هضم کنم تلخی عظیم خلا نبودنت را... اما هنوز چشمانت پشت دود سیگار، معصومانه به من پلک میزنند...

ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ
ܔܜܔܔ Hadi-j ܔܜܔܔ

تا دوباره دیدنت... این رختخواب را "وارونه" خواهم خوابید! ... "خیانت" است به تو! سر بر کنار "خیالت" گذاشتن!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙

گوشه ی پنجره ی مشرف به خیابان و و و و سمفونی خوشبختی راه انداخته ایم و دودی غلیظ که در باد فرصت رقصیدن دارد ... ... دود دست در دست پرده سالسای عاشقانه میرقصند و اسپرسوی سرد که چهره ی مرا در هم میکشد شب دست به دست ماه داده تا آرامش را به من یاد بدهد زمان ایستاده زمین گوش به فرمان شب آرامشم مال من است