˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
به سلامتی همه اوونایی که دلشون از یکی دیگه گرفته ولی برای اینکه خودشون رو آروم کنن میگن بخاطره غروب جمعهست ...
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
حالم گرفته از اين شهر که آدمهايش همچون هوايش ناپايدارند گاه آنقدر پاک که باورت نمي شود ... گاه چنان آلوده که نفست مي گيرد
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
سالهاست که می خواهم.... شعر و سیگار را ترک کنم.... اما نمی شود آخر چگونه هم شب باشد ..!. و تو... و هم سیگار.... و قهوه.... پس شعر چه می شود ؟! .... ... ...یا اینکه تو باشی... و شعر ... . یاد اولین قرار... پس سیگار چه می شود ؟! .... اصلا انگار باید تو را ترک کنم
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
به سلامتی اون یکی دسته از دخترا که تو باغچه خونشون با شلوارک و دامن کوتاه عکس میندازن زیرش مینویسن هلند سال 2011