˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
چی شد که سیگاری شدی؟ + یه شب بارون میومد… خیلی تنها بودم. - چی شد که ترک کردی؟ + یه شب بارون میومد… دیگه تنها نبودم. ...- چی شد الکلی شدی و سیگار رو دوباره شروع کردی؟ ...+ یه شب بارون میومد… دوباره تنها شدم. - چی شد آوردنت اینجا، بستریت کردن؟ + یه شب بارون میومد… خیلی تنها بودم… تو خیابون دیدمش… اون تنها نبود. - چی شد که درخواست بازبینی دادی؟ فکر می کنی خوب شدی؟ + با این هوایی که من می بینم، بعید می دونم دیگه حالا حالاها بارون بیاد...
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
به دوستم میگم ببین تن ماهی تاریخ انقضاش کیه؟ میگه یعنی تاریخ خراب شدنش؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ تاریخ عروسی ننه بابای ماهی اس میخوام واسشون جشن سالگرد بگیرم
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
همين كه تو نگاه مي كني و من نگاه مي كنم تا ببينيم كداميك از ما نگاه مي كند خود ِ خود ِ عشق است
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
يخودي پرسه زديم صبحمان شب بشود بيخودي حرص زديم سهممان كم نشود ما خدا را با خود سر دعوا برديم و قسمها خورديم ما به هم بد كرديم ما حقيقت ها را زير پا له كرديم و بسي حظ برديم كه زرنگي كرديم روي هر حادثه اي حرفي از پول زديم از شما ميپرسم ما كه را گول زديم؟
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
خودت باش، کسی هم خوشش نیومد... نیومد که نیومد! اینجا مجسمه سازی و خونه خاله که نیست!