˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
گاهي اوقات دوست دارم زمان به عقب برگردد به قبل از خلقت بشريت خدا دست هایش را بشوید دوباره در آینه بنگرد...... ......شاید اين بار تصمیم دیگری گرفت ...
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل کرده
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
آسمان چشمهایم چقدر بارانی میشود ، وقتی نهایت فاصله را حس میکنم؛ دستهایم چقدر بیتابند برای نوازش گونه هایت. بیا و نگذار رؤیاهایم ویران شوند، قلبم برای تو ؛ وقتی از نجابت لاله سرشارم و وقتی خالصانه در برابر معبود تو به سجده میافتم؛ قلبم برای تو، وقتی لبریز از دلتنگی لحظه هایم. قول میدهم که در فراق تو "بغضهایم را نفروشم"
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
مهربانیت از دور چقدر نزدیک است...عجیب حس میکنم جغرافیا، دروغ بزرگ تاریخ است.
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
توسط پیامک
تو را دوست دارم بدون هیچ علتی.محبتی که علت داشته باشد،یا احترام است یا ریا..:.(لامارتین)..
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
من رفتم ...... باييييييييييييييييييييييي
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
از شب پرسیدم ؛ چه بنویسم برای کسی که دوسش دارم ؟ ... گفت : گور باباش بگیر بخواب