دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙

من بهترین نیستیم، اما به سوی بهترین ها پیش می روم... درباره »
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
زن
امتیاز: 3587.2

دنبال‌شدگان

(367 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(636 کاربر)

گروه‌ها

(16 گروه)

بازدید

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
در دوره

به جرم وسوسه ... چه طعنه ها که نشنیدی حوا ، پس از تو ... همه تا توانستند آدم شدند ...! چه صادقانه حوا بودی ... و چه ریاکارانه آدمیم

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
در Im in love

درشهری که خورشیدرابه قیمت شمعی نمیخرندپروانه شدن یعنی تباهی

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
در Im in love

انتظار را از کوچه بن بست بیاموز که دلخوش به تماشای هیچ رهگذری نیست چشم براه

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
در Im in love

تو احساسی بمن دادی که وصفش نقطه چین باشد...نمیدانم چقدرخوبست اگر این چنین باشد

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙

مهم نیست کسی به نوشتت لایک نمی زنه یا کامنت نمی زاره ... مهم اینه که یه دیوار !...هست که باهاش حرف بزنی

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙

برای کسی که میگوید صداش گرفته، سرش سنگینه و آبریزش بینی داره همینجوری الکی نسخه نپیچید شاید بغضی در گلویش ترکیده باشد

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
در دوره

می روی با خود ببر چشمان من . ببر ان ایینه ی رسواییم . ببر تا نبینم دوریت . بوسه های دیگری را بر لبت . تا نشاند دیگری را بر دلم . جان من این چشم ها را ببر

این ارسال را بازنشر کرده است.
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙

سلامممممممممممممممممممممممم ...... صبحه...نه ؟ ......... امیدوارم برای همه روز قشنگی باشه

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙

شبتون شیکــــــــــــــــــــــــــــ ... باییییییییییییییییییییییییییییییییی

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙

هرگاه خواستی پروانه ای رابکشی اوراله نکن بالهایش رابچین خاطرات پروازاوراخواهدکشت

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙

گیرم که از ديوار کوتاه دلم ساده ميپری با حصار بلند خيالم چه ميکنی؟

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙

سوختم،باران بزن شايدتوخاموشم کنی/شايد امشب سوزش اين زخم ها راکم کنى/آه باران،من سراپاى وجودم آتش است/پس بزن باران بزن شايدتوخاموشم کنى

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙

گاهی اوقات همینی که هستی را دوست دارم وگرنه بهتر از این را همه دوست دارند . . .

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙

خسته ام ، خسته از روز های تکراری که بی صدا می آیند و می روند ، بدون لحظه ای درنگ ! خسته ام ، خسته از شالیزار هایی که دیگر بوی مهربانی نمی دهند . از ماهی هایی که به تنگ کوچکشان دلبسته اند . ...خسته ام ، خسته از نسیمی که بوی دلتنگی می دهد . خسته ام ....

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙

مانده ام چگونه هنوز دست و پاهایت سالم است وقتی به ناگاه آنگونه سخت از چشمانم افتادی....