˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
به جرم وسوسه ... چه طعنه ها که نشنیدی حوا ، پس از تو ... همه تا توانستند آدم شدند ...! چه صادقانه حوا بودی ... و چه ریاکارانه آدمیم
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
درشهری که خورشیدرابه قیمت شمعی نمیخرندپروانه شدن یعنی تباهی
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
انتظار را از کوچه بن بست بیاموز که دلخوش به تماشای هیچ رهگذری نیست چشم براه
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
مهم نیست کسی به نوشتت لایک نمی زنه یا کامنت نمی زاره ... مهم اینه که یه دیوار !...هست که باهاش حرف بزنی
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
برای کسی که میگوید صداش گرفته، سرش سنگینه و آبریزش بینی داره همینجوری الکی نسخه نپیچید شاید بغضی در گلویش ترکیده باشد
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
شبتون شیکــــــــــــــــــــــــــــ ... باییییییییییییییییییییییییییییییییی
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
هرگاه خواستی پروانه ای رابکشی اوراله نکن بالهایش رابچین خاطرات پروازاوراخواهدکشت
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
گیرم که از ديوار کوتاه دلم ساده ميپری با حصار بلند خيالم چه ميکنی؟
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
سوختم،باران بزن شايدتوخاموشم کنی/شايد امشب سوزش اين زخم ها راکم کنى/آه باران،من سراپاى وجودم آتش است/پس بزن باران بزن شايدتوخاموشم کنى
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
گاهی اوقات همینی که هستی را دوست دارم وگرنه بهتر از این را همه دوست دارند . . .
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
خسته ام ، خسته از روز های تکراری که بی صدا می آیند و می روند ، بدون لحظه ای درنگ ! خسته ام ، خسته از شالیزار هایی که دیگر بوی مهربانی نمی دهند . از ماهی هایی که به تنگ کوچکشان دلبسته اند . ...خسته ام ، خسته از نسیمی که بوی دلتنگی می دهد . خسته ام ....
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
مانده ام چگونه هنوز دست و پاهایت سالم است وقتی به ناگاه آنگونه سخت از چشمانم افتادی....