می خواستم بنشونمشون رو تختم پاهاشون کنده شد..عروسک قدیمیا هیدرولیک نبودن
اینا مثلا دانش آموزای مدرسه بودن که به لطف داداشم از زیر آوار نجات پیدا می کردنبقیشونم زیر اوار موندن تلف شدنمنم خانوم معلم می شدم
اگر #پیرزنـی هم ببینم که هنوز با #وسواس مراقب #عروسکهاشه, فکر نکنم جای تعجب و تحقیری بزاره! / حداقل برای منی که بخش بزرگی از #کودکیـم رو با همین #سربازکهام گذروندم / اونوقتا که هیچ صدایی ازم شنیده نمیشد, #نگران میشدن و دنبالم میگشتن, من توی اتاقم با #لشکرکِشیهام #آروم بودم / همیشه #دشمن قویتر بود ولی اکثرا #پیروز میشدم با اینکه گاهی #یار اندکی مونده بود و با #شکست توفیر چندانی نداشت / یهسِری همیشه #قهرمانهای داستانام بودن، جمع کثیری #سیاه-لشکر هم وقتی همون اول #کُشته میشدن بخاطر اینکه #هزینهها بالا نره, دوباره توی جای دیگه و با یه #شخصیت دیگه انجام #وظیفه میکردن و .. . / با #جنگها, #جابجاییها و #خونه-تکونیها تعداد کمی از #سربازکهام باقی موندن، واسهمین چندوقته بصورت جدی دنبالشون میگردم, حتی در به در توی #فروشگاهها ||| اما چه کودکیم بیشتر با #خاطرات#خوب همراه بوده باشه چه #تلخ، هیچوقت #آرزو نداشتم و ندارم که به #گذشتهم برگردم, چه به #تکرار خوشیها, چه به #جبران اشتباهات که اینبار همهچی رو از اول و درست بسازمش, میخوام قدر #داشتههای همین حالام رو بدونم
الهی دست حق باشه پناهت
گلهای رازقی تنپوش راهت
الهی برکت سفرهت بمونه
همیشه زندگی باشه به کامت
الهی تا قیامت زنده باشه
لب مادر ببوسه روی ماهت
الهی کوله بارت وقت رفتن
شفا باشه بپوشونه گناهت
...الهی دست حق باشه پناهت