موقعي که خدا پنجره ي بهشتو باز کرد ... منو ديد ... ازم پرسيد امروز چه آرزويي داري؟؟ ... گفتم خدايا هميشه مواظب اونایي که الان دارن اين نوشته رو ميخونن باش ... چون برام خيلي عزيزن ...
من غیرت داشتم...
آتیشی توی وجودم به پا شد از کار خودم...
ولی دوستم گفت اون کی تو میشه؟؟؟
ولی به نظر من همه دخترای ایران زمین ناموس من هستن و ....
من اشتباه رفتم آخر ماجرا را...
کاری که تونستم بکنم فقط عصبی بشم...
آب میریزی روشون
13 سال و 3 ماه و 23 روز و 13 ساعت و 21 دقيقه قبل
وحید من دستم به تو برسه یعنی میکشمت 
13 سال و 3 ماه و 23 روز و 13 ساعت و 20 دقيقه قبلنمیرسه
13 سال و 3 ماه و 23 روز و 13 ساعت و 18 دقيقه قبلدیدی عصبی هستی
13 سال و 3 ماه و 23 روز و 13 ساعت و 18 دقيقه قبل