†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
سکوت رادوست دارم وقتی کلامم، نمی گنجد در فریاد...!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
چه زيباست نوشتن, وقتي كه مي داني "او" مي خواند ... چه زيباست سرودن, وقتي كه مي داني "او" مي شنود ... چه زيباست جنـــون , وقتي كه مي داني "او" مي بيند
آیینه ی خیال
و هنوز هم دوست داشتنت زیباست ......... هنوز هم دوست می دارمت .......................
غمی به دل دارم...
13 سال و 19 روز و 1 ساعت و 5 دقيقه قبلکه با فریاد هم نمیشنود کسی صدایم...
فریاد سکوت سرب بود
13 سال و 15 روز و 5 ساعت و 51 دقيقه قبلدر آخرین نفس
بی تو باران هم نمی آید
تا مبادا شیشه ی
بغضم بشکند
تا کمی آسوده نفسم را
چاق کنم
بـرای شکستـن سکـوتـ دلِ شکستـه ام
13 سال و 11 روز و 13 ساعت و 10 دقيقه قبلفـریــــــــــادی سـربی می بـاید
برای سکوتت در خونه بازه
13 سال و 10 روز و 19 ساعت و 11 دقيقه قبلبرای شکستم راه درازه
تو بودی که با لبخندت شاد بودم
تو رفتیه و حالا سکوته که شاده
سکـوت شُـد جـواب دلشکستـگی...
12 سال و 11 ماه و 30 روز و 7 ساعت قبلمگـو از راهِ دراز کـه خستـه ی روزگـار را نیست پای رفتـن ...
نمی شناسم شادی را...خنده را...
از بس سکوت تلخ روزگـار نوش کردم ...!!