†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
سکوت رادوست دارم وقتی کلامم، نمی گنجد در فریاد...!
مینا
به نظر شما چرا من میخوام برم ولی نمیرم؟؟
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
دلم میخواهد این بار اگر گلی را دیدم آن را نچینم . دلم میخواهد ... می شود باز هم کودک شد ؟؟؟؟ .. راستی خدا! دلم ، فردا هوای امروز را می کند؟؟!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
چه حرف بي ربطيست و احمقانه كه مرد گريه نمي كند ! گاهي آنقدر بــغـــض داري كه فقط بايد مرد باشي تا بتوني گريه كني !!! و من اين روز ها، با تمام زن بودنم مـــــرد شــــده ام ...
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
دیـــگر شعــری به ذهنـــم خــطور نمی کند !!! بــس است دیــگر عـــاشــقــــــی ... خسته شدم !
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
سالها رفت و هنوز یک نفر نیست بپرسد از من که تو از پنجره ی عشق چه ها می خواهی؟ صبح تا نیمه ی شب منتظری همه جا می نگری گاه با ماه سخن می گویی گاه با رهگذران،خبر گمشده ای می جویی راستی گمشده ات کیست؟ کجاست؟ صدفی در دریا است؟ نوری از روزنه فرداهاست یا خدایی است که از روز ازل ناپیداست...؟
غمی به دل دارم...
13 سال و 19 روز و 1 ساعت و 5 دقيقه قبلکه با فریاد هم نمیشنود کسی صدایم...
فریاد سکوت سرب بود
13 سال و 15 روز و 5 ساعت و 51 دقيقه قبلدر آخرین نفس
بی تو باران هم نمی آید
تا مبادا شیشه ی
بغضم بشکند
تا کمی آسوده نفسم را
چاق کنم
بـرای شکستـن سکـوتـ دلِ شکستـه ام
13 سال و 11 روز و 13 ساعت و 10 دقيقه قبلفـریــــــــــادی سـربی می بـاید
برای سکوتت در خونه بازه
13 سال و 10 روز و 19 ساعت و 11 دقيقه قبلبرای شکستم راه درازه
تو بودی که با لبخندت شاد بودم
تو رفتیه و حالا سکوته که شاده
سکـوت شُـد جـواب دلشکستـگی...
12 سال و 11 ماه و 30 روز و 7 ساعت قبلمگـو از راهِ دراز کـه خستـه ی روزگـار را نیست پای رفتـن ...
نمی شناسم شادی را...خنده را...
از بس سکوت تلخ روزگـار نوش کردم ...!!