†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
سکوت رادوست دارم وقتی کلامم، نمی گنجد در فریاد...!
بازی با کلمات و دِل واژه ...
شعر می شوم تا تو بخوانیم ....
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
شبتـون پر ستـاره
* ★ ★ ♡ *
★ ☆
♡ ★ * ★ * ☆
★ * ★ * ☆ ★
♥ * ★ ★ ★ *
♡ ☆ ★
♥ ☆ * ★ * ♥ ★
* * ★ ★ ♡ *
★ ☆
♡ ★ * ★ * ☆
★ * ★ * ☆ ★
♥ * ★ ★ ★ *
♡ ☆ ★
♥ ☆ * ★ * ♥ ★
* ★ ★ ♡ *
★ ☆
♡ ★ * ★ * ☆
★ * ★ * ☆ ★
♥ * ★ ★ ★ *
♡ ☆ ★
♥ ☆ * ★ * ♥ ★
بازی با کلمات و دِل واژه ...
یـ ﮧ وَقــتـایــے هـَـسـت کـ ـﮧ . . . باید خفه شے و هیچے نگے! فقط آروم تو خودت بشکنے... بـ ﮧ همین آسونے...!!!
بازی با کلمات و دِل واژه ...
دستم را زیر سرم میگذارم و به خواب میروم ،/ من و دستم هر شب، خواب تو را میبینیم ،
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
و من خواب آن روستایم
که در عطر پروانه و
شو ر گنجشک
گم بود.
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
بعضي بغضهاشکستني نيستند, فروخوردني هم نيستند, براي بريدن نفس ميايند, نميروند . . .
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تشنه هوای ابریام... تشنه قدم زدن کنار تو ....
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
خــــــــــدایا …. اینقدر تو خودم ریختم ؛ که از سرمم گـذشــــــــت …. دارم غــــــــــرق میشم ! دســـــــتت کـــــــــــــجاست ... !!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
بدتر از دست های آلوده هم وجود دارد
دست های شسته از همه چیز
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
از راهی که با هم آمده بودیم تنها برگشت وبه من گفت : رفیق نیمه راه!!!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
اخیرا دریافته ام
تنها راه ایستادن روی قول و قرار، گذاشتن آن زیر پاست!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
سکوت سرشار از سخنان ناگفته است، از حرکات ناکرده، اعتراف به عشق های نهان وشگفتی های بر زبان نیامده.
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
چه فرقی می کند عاشق تو باشم یا عاشق رنگین کمان وقتی هر دو هفت خطید؟!!
غمی به دل دارم...
13 سال و 20 روز و 22 ساعت و 55 دقيقه قبلکه با فریاد هم نمیشنود کسی صدایم...
فریاد سکوت سرب بود
13 سال و 17 روز و 3 ساعت و 42 دقيقه قبلدر آخرین نفس
بی تو باران هم نمی آید
تا مبادا شیشه ی
بغضم بشکند
تا کمی آسوده نفسم را
چاق کنم
بـرای شکستـن سکـوتـ دلِ شکستـه ام
13 سال و 13 روز و 11 ساعت قبلفـریــــــــــادی سـربی می بـاید
برای سکوتت در خونه بازه
13 سال و 12 روز و 17 ساعت و 1 دقيقه قبلبرای شکستم راه درازه
تو بودی که با لبخندت شاد بودم
تو رفتیه و حالا سکوته که شاده
سکـوت شُـد جـواب دلشکستـگی...
13 سال و 1 روز و 18 ساعت و 50 دقيقه قبلمگـو از راهِ دراز کـه خستـه ی روزگـار را نیست پای رفتـن ...
نمی شناسم شادی را...خنده را...
از بس سکوت تلخ روزگـار نوش کردم ...!!