†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
سکوت رادوست دارم وقتی کلامم، نمی گنجد در فریاد...!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
نیکنامی نباشد، از ره عجب/ خنگ آز و هوس همی راندن
بازی با کلمات و دِل واژه ...
کوچه های تنهایی را بی تو طی می کنم ...
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
مرحمت فرما، ز ويراني عمارت کن مرا /در خرابيهاست، چون چشم بتان، تعمير من
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
موج بيپرواي درياي حقيقت کن مرا/ خانهآرايي نميآيد ز من همچون حباب
بازی با کلمات و دِل واژه ...
دارم از صدای شکستنهام سیر میشم...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
من عشقم را به دور چشمانت طواف دادم...تا جان داد...
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
تا کی ز چراغ مسجد و دود کنشت؟/ تا کی ز زيان دوزخ و سود بهشت؟
بازی با کلمات و دِل واژه ...
یاد تو را در ذهنم قاب کردم ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
من؟!به مرگ آرزوها عادت دارم ...به بی وفایی ها عادت دارم
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
زمزمه رسیدن است، پشت سکوت جاده ها
چند قدم مانده فقط...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
نگاهِ من هر جا به جست و جوی تو ...اما قلبم در اسارت روی تو...
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
بسترم صدف خالی یک تنهایی است. وتوچون مروارید گردن آویز کسان دگری... /هوشنگ ابتهاج
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
هر چه دلم را خالی می کنم، باز پر می شود از تنهایی!...
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
دنيا ديدی و هر چه ديدی هيچ است /و آن نيز که گفتی و شنيدی هيچ است
غمی به دل دارم...
13 سال و 19 روز و 18 ساعت و 47 دقيقه قبلکه با فریاد هم نمیشنود کسی صدایم...
فریاد سکوت سرب بود
13 سال و 15 روز و 23 ساعت و 34 دقيقه قبلدر آخرین نفس
بی تو باران هم نمی آید
تا مبادا شیشه ی
بغضم بشکند
تا کمی آسوده نفسم را
چاق کنم
بـرای شکستـن سکـوتـ دلِ شکستـه ام
13 سال و 12 روز و 6 ساعت و 52 دقيقه قبلفـریــــــــــادی سـربی می بـاید
برای سکوتت در خونه بازه
13 سال و 11 روز و 12 ساعت و 54 دقيقه قبلبرای شکستم راه درازه
تو بودی که با لبخندت شاد بودم
تو رفتیه و حالا سکوته که شاده
سکـوت شُـد جـواب دلشکستـگی...
13 سال و 14 ساعت و 43 دقيقه قبلمگـو از راهِ دراز کـه خستـه ی روزگـار را نیست پای رفتـن ...
نمی شناسم شادی را...خنده را...
از بس سکوت تلخ روزگـار نوش کردم ...!!