†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
سکوت رادوست دارم وقتی کلامم، نمی گنجد در فریاد...!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
اگر شعر های من زیباست دلیلش آن است که تو زیبایی حالا هی بیا و بگو چنین و چنان است اصلا مهم نیست تو چند ساله باشی من هم سن و سال تو هستم مهم نیست خانه ات کجا باشد برای یافتنت کافی ست چشمهایم را ببندم ./
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
من نمی دانم این دلتنگی دلتنگی که می گویند چیست همین حس ِ مبهم نفـس گیری که دامن گیرمان می شود وقتی چیزی را کسی را جایی جا گذاشته ایم همان دلتنگی ست ؟!؟
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
سپیده صبح دوکوچه مانده به دریا ، سراغ تو را می گیرد... " پرواز " نگاهی ست که بر گلدان شمع دانی نقش بسته ... و " اردیبهشت " پنجره اتاق توست که هنوز هم روبه روشنی باز است ... "
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
حضورت آتش ست و شراب عاشقیِ شباب پس چرا در نبودنت اینگونه مبتلایم و بیمار؟ به غیبتت عادت نمیکنم . مستیِ شرابِ بودنت را تشنه ام ؛ نه سردیِ سراب خیالت .
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
چه زيباست نوشتن, وقتي كه مي داني "او" مي خواند ... چه زيباست سرودن, وقتي كه مي داني "او" مي شنود ... چه زيباست جنـــون , وقتي كه مي داني "او" مي بيند
غمی به دل دارم...
13 سال و 19 روز و 14 ساعت و 38 دقيقه قبلکه با فریاد هم نمیشنود کسی صدایم...
فریاد سکوت سرب بود
13 سال و 15 روز و 19 ساعت و 24 دقيقه قبلدر آخرین نفس
بی تو باران هم نمی آید
تا مبادا شیشه ی
بغضم بشکند
تا کمی آسوده نفسم را
چاق کنم
بـرای شکستـن سکـوتـ دلِ شکستـه ام
13 سال و 12 روز و 2 ساعت و 43 دقيقه قبلفـریــــــــــادی سـربی می بـاید
برای سکوتت در خونه بازه
13 سال و 11 روز و 8 ساعت و 44 دقيقه قبلبرای شکستم راه درازه
تو بودی که با لبخندت شاد بودم
تو رفتیه و حالا سکوته که شاده
سکـوت شُـد جـواب دلشکستـگی...
13 سال و 10 ساعت و 33 دقيقه قبلمگـو از راهِ دراز کـه خستـه ی روزگـار را نیست پای رفتـن ...
نمی شناسم شادی را...خنده را...
از بس سکوت تلخ روزگـار نوش کردم ...!!