†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
سکوت رادوست دارم وقتی کلامم، نمی گنجد در فریاد...!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
تا از شرار آه به لب داغ لاله هاست/اشکم عروس حجله نشین پیاله هاست
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
درود راه جــــــویــــــــــــــــان را سلامیم/پیام رهنمـــــــــایــــــان رادرودیم
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
روزی آخر،رخت از پرده عیان خواهم کرد/خلق را در تو به حیرت نگران خواهم کرد
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
اینجا زمین !!
جایی است که وقتی زانو هایت را از شدت تنهایی بغل گرفته ای ..
به جای همدردی برایت پول خورد می اندازند...!!!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
قصرهای باشکوه وبرجهای بس رفیعش/ریخته درهم بنای زرنگار اسفراین
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
خسروان تاجدار و نامدار/دیده ای بر خود فزون از صد شمار
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
قطره ای در صدفش پنهان شد/رفته رفته به صدف مهمان شد
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
نه این شمع روشن
نه من
که خواب ندارم
هیچ چیز به یاد تو نیست ...!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
دل که از ناوک مژگان تو در خون می گشت/ باز مشتاق کمانخانه ی ابروی تو بود
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
یک جلوه از کمال تو حسن است و از همه
تو نازنین تری و نه تنها قشنگ تر
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
ببین... با توام...! میخواى برى بـرو ... دیگه هى زر نزن که مواظب خودت باش و خوش بخت شى و این زرت و پرتا ..... وقتى رفتى... دیگه این چیزا بهت مربوط نیست...!!! فـــهمیــــــدی؟؟؟؟
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
دستِ عشق نشسته بر خیال گردنی که خم نمی شود تعظیمِ سرنوشتـــــــــــــــــ را! ... من این گستاخی را با روزگار میکنم برای تـــــــــو!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
اگر اندك . . . اندك . . . دوستم نداشته باشی من نیز تو را از دل میبرم اندك . . . اندك . . . اگر یكباره فراموشم كنی در پی من نگرد زیرا پیش از تو فراموشت كرده ام
غمی به دل دارم...
13 سال و 19 روز و 17 ساعت و 39 دقيقه قبلکه با فریاد هم نمیشنود کسی صدایم...
فریاد سکوت سرب بود
13 سال و 15 روز و 22 ساعت و 26 دقيقه قبلدر آخرین نفس
بی تو باران هم نمی آید
تا مبادا شیشه ی
بغضم بشکند
تا کمی آسوده نفسم را
چاق کنم
بـرای شکستـن سکـوتـ دلِ شکستـه ام
13 سال و 12 روز و 5 ساعت و 44 دقيقه قبلفـریــــــــــادی سـربی می بـاید
برای سکوتت در خونه بازه
13 سال و 11 روز و 11 ساعت و 46 دقيقه قبلبرای شکستم راه درازه
تو بودی که با لبخندت شاد بودم
تو رفتیه و حالا سکوته که شاده
سکـوت شُـد جـواب دلشکستـگی...
13 سال و 13 ساعت و 34 دقيقه قبلمگـو از راهِ دراز کـه خستـه ی روزگـار را نیست پای رفتـن ...
نمی شناسم شادی را...خنده را...
از بس سکوت تلخ روزگـار نوش کردم ...!!