†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
سکوت رادوست دارم وقتی کلامم، نمی گنجد در فریاد...!
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
مهدیا خانه صبر ز هجران تو گردید خراب/ دگر بس است جدایی خدا کند که بیایی
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
تو غربت نگاه تو که با نگاهم آشناست/ يه دنيا حرف گفتني ست ولي لب تو بي صداست
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
دریاچه دل پاک و نجیبی دارد/ بنگر که چه حالت غریبی دارد
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
دلم عاشق شدن اصلا بلد نيست/اگر عاشق شدم تقصير چشمت
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
سحر گاه در چمن خوشــرنگ شد گل/ نگـــاهش كـــردم و دلتنگ شـد گـــل
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
رهـــــا كردى غم بى رنگى ام را / دل ساحل نشين سنگــى ام را
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
ثوابت باشد ای دارای خرمن/اگر رحمی کنی بر خوشه چینی
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
رنجور ترين درخت باغش هستم / هـــر بــــار مرا ديده تكانم داده
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
دل جــــز ره عشق تــــو نپويد هـرگــز جز محنت و درد تو نجويد هرگز
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
هر چند عشق یکسره رنج و ملالت است/جز عشق هر طریق که گیری ضلالت است
بازی با کلمات و دِل واژه ...
من لا به لای نگین های انگشتری سنگی عروس شدم عروس دریایی…
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
ز ویرانخانه ی دل جز غم وحسرت چه می جویی/از این دیوانه غیر از رنج و حرمانم چه می پرسی
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
تو دستاری گران داری ومارا /گرانی می کند بر تن سر ،ای شیخ
بازی با کلمات و دِل واژه ...
شعر می شوم تا تو بخوانیم ....
غمی به دل دارم...
13 سال و 19 روز و 17 ساعت و 41 دقيقه قبلکه با فریاد هم نمیشنود کسی صدایم...
فریاد سکوت سرب بود
13 سال و 15 روز و 22 ساعت و 28 دقيقه قبلدر آخرین نفس
بی تو باران هم نمی آید
تا مبادا شیشه ی
بغضم بشکند
تا کمی آسوده نفسم را
چاق کنم
بـرای شکستـن سکـوتـ دلِ شکستـه ام
13 سال و 12 روز و 5 ساعت و 46 دقيقه قبلفـریــــــــــادی سـربی می بـاید
برای سکوتت در خونه بازه
13 سال و 11 روز و 11 ساعت و 48 دقيقه قبلبرای شکستم راه درازه
تو بودی که با لبخندت شاد بودم
تو رفتیه و حالا سکوته که شاده
سکـوت شُـد جـواب دلشکستـگی...
13 سال و 13 ساعت و 37 دقيقه قبلمگـو از راهِ دراز کـه خستـه ی روزگـار را نیست پای رفتـن ...
نمی شناسم شادی را...خنده را...
از بس سکوت تلخ روزگـار نوش کردم ...!!