Jangal
گفت: احوالت چطور است؟... گفتمش: عالی است مثل حال گل!.... حال گل در چنگ چنگیز مغول
Jangal
توسط پیامک
از باغ می برند که چراغانیت کنند...تا کاج جشن های زمستانیت کنند...پوشانده اند صبح تو را ابرهای تار...تنها به این بهانه که بارانیت کنند...یوسف به این رهاشدن ازچاه دل مبند...این بار می برندکه زندانیت کنند
Jangal
این روز ها گاه فکر می کنم بعضی از این کتاب ها را باید ببرم سر کوچه بگذارم، که نه انها برگردند و نه من.... اما یادم می آید من آن ها خوانده ام.
ممنونم مریم عزیز... مثل همیشه خیلی خیلی لطف داری دیگه...
14 سال و 3 ماه و 12 روز و 8 ساعت و 2 دقيقه قبل
13 سال و 5 ماه و 9 روز و 11 ساعت و 28 دقيقه قبل10 ماه قـــــــــــــــــــــــبـــــــــــــــــــــل
13 سال و 5 ماه و 9 روز و 11 ساعت و 16 دقيقه قبلخیلی دوس دارم این ُ
13 سال و 5 ماه و 9 روز و 11 ساعت و 7 دقيقه قبلمنم
13 سال و 5 ماه و 9 روز و 11 ساعت و 5 دقيقه قبل