Jangal
گفت: احوالت چطور است؟... گفتمش: عالی است مثل حال گل!.... حال گل در چنگ چنگیز مغول
Jangal
این روز ها که به خودم نگاه می کنم، نمی دانم خود را درون سیّالات و بتن جا گذاشته ام یا از مقاومت و فولاد فرار میکنم. نمی دانم به قیصر پناه برده ام یا لا به لای برگه های شمس قدم میزنم. نمی دانم هرکه یک حرف می زند، آنها از دل خون می گویند، من به دل خود میگیرم. نمی دانم این روز ها گم شده ام یا پیدا ... حافظ هم که ... اما هر چه هست همه این ها مرا در این خلسه نگاه اشته اند... همین آشفته بازار است که مرا زنده نگاه داشته... که مرا پنهان کرده از هجوم نگاه ها
Jangal
ازت یه خواهشی دارم... تو او چیزی بخواه از من
Jangal
توسط پیامک
نه خدایی یه سوال 12 صفحه حل داره؟
آخه یکی نیست بگه مرتیکه همین 1سوال 2واحد درس بود
Jangal
توسط پیامک
همچین دلم می خواد فحش بدم هرچی فولاد و فولاد در آورده رو دیگه
Jangal
توسط پیامک
من به سبک خودم این بار بیمه ام با این ترانه... با همین حرفا که گفتم فارغ از هر عاشقانه
Jangal
توسط پیامک
خیلی دلم گرفته از خیلیا...
Jangal
دلم بد جور بی هواست امشب... شبتون خوش
ممنونم مریم عزیز... مثل همیشه خیلی خیلی لطف داری دیگه...
14 سال و 3 ماه و 12 روز و 13 ساعت و 8 دقيقه قبل
13 سال و 5 ماه و 9 روز و 16 ساعت و 34 دقيقه قبل10 ماه قـــــــــــــــــــــــبـــــــــــــــــــــل
13 سال و 5 ماه و 9 روز و 16 ساعت و 21 دقيقه قبلخیلی دوس دارم این ُ
13 سال و 5 ماه و 9 روز و 16 ساعت و 12 دقيقه قبلمنم
13 سال و 5 ماه و 9 روز و 16 ساعت و 10 دقيقه قبل