Jangal
گفت: احوالت چطور است؟... گفتمش: عالی است مثل حال گل!.... حال گل در چنگ چنگیز مغول
Jangal
توسط پیامک
بذار آینه خیس هق هق بشه ... تو به روی خودت هم نیار...
Jangal
گرچه گریه های گاه گاه من... آب می دهد درخت درد را... برق آه بی گناه من... ذوب می کند... سد صخره های سخت درد را... فکر می کنم... عاقبت هجوم ناگهان عشق... فتح می کند پایتخت درد را
Jangal
توسط پیامک
باید صدقه بدهم ... اما نمی دانم برای دلم، یا برای دلهایشان یا...... برای دل پر درد دلدار...اما صدقه می دهم...
Jangal
توسط پیامک
خداوندا همین غربت، همین تنهایی و خلوت مرا کا[!]ت...
Jangal
عجب دنیایی شده، به من می گوید: «بیرون گود نشسته ای....» . تو راست می گویی اما بی انصاف ، مگر تو از من به گود نزدیک تری؟
Jangal
دنیا چقدر کوچک بود... یادت هست؟ اما... زمانی جایی داشتم برای پنهان شدن از همه، در همان دنیای به آن کوچکی.... امروز در جهان به این بزرگی، حتی جنگل خودم هم برای من اکسیژن تولید نمی کند ...
ممنونم مریم عزیز... مثل همیشه خیلی خیلی لطف داری دیگه...
14 سال و 3 ماه و 12 روز و 1 ساعت و 25 دقيقه قبل
13 سال و 5 ماه و 9 روز و 4 ساعت و 51 دقيقه قبل10 ماه قـــــــــــــــــــــــبـــــــــــــــــــــل
13 سال و 5 ماه و 9 روز و 4 ساعت و 38 دقيقه قبلخیلی دوس دارم این ُ
13 سال و 5 ماه و 9 روز و 4 ساعت و 29 دقيقه قبلمنم
13 سال و 5 ماه و 9 روز و 4 ساعت و 27 دقيقه قبل