Jangal
گفت: احوالت چطور است؟... گفتمش: عالی است مثل حال گل!.... حال گل در چنگ چنگیز مغول
Jangal
گفتم خدايا سوالي دارم... گفتم چرا هر موقع من شاد هستم همه با من ميخندن ولي وقتي غمگينم كسي با من نميگريد؟ گفت خنده را براي جمع آوري دوست و غم را براي انتخاب بهترين دوست آفريدم..
Jangal
دل را بد نام نکنیم آنچه بعضی ها در سینه دارند کاروان سراست نه دل ...!
Jangal
خوب است آدم برای هر کدام از آرزوهایش نذر کند؛ چلّه بگیرد... نه فقط به خاطر این که به آرزوهایش برسد به خاطر این که ببیند آرزوهای چهل روز پیش هنوز آرزوهایش هستند؟
Jangal
دیگران اگرکه خوب یا خدا نکرده بد.... خوب من چه کرده ام؟ شاعرم که شاعرم! ...راستی چه کرده ام؟ شاعری که کار نیست... کارچیز دیگریست من به فکر دیگرم...
Jangal
با صراحت تمام گفتم که دیگه زنگ نزن... ببینیم جواب میده یا نه
Jangal
انگار پاییز تمام شده ، زمستان رسیده امروز... عجب هوای عجیبی
Jangal
من اينجا بس دلم تنگ است ...و هر سازي كه مي بينم بد آهنگ است... بيا ره توشه برداريم... قدم در راه بي برگشت ...بگذاريم ببينيم آسمان هركجا آيا همين رنگ است
Jangal
تا حالا شده هر روز بری تو آتیش ولی بعد مدتها ببینی داری میسوزی؟ عجیبه نه؟
Jangal
چون عمر بسر رسد چه بغداد و چه بلخ.... پیمانه چو پر شود چه شيرين و چه تلخ
Jangal
کاش میشد کمی مجازی غصه خورد. کمی مجازی درد کشید . کمی واقعی خندید. کمی واقعی شاد بود......
ممنونم مریم عزیز... مثل همیشه خیلی خیلی لطف داری دیگه...
14 سال و 3 ماه و 7 روز و 1 ساعت و 44 دقيقه قبل
13 سال و 5 ماه و 4 روز و 5 ساعت و 10 دقيقه قبل10 ماه قـــــــــــــــــــــــبـــــــــــــــــــــل
13 سال و 5 ماه و 4 روز و 4 ساعت و 58 دقيقه قبلخیلی دوس دارم این ُ
13 سال و 5 ماه و 4 روز و 4 ساعت و 49 دقيقه قبلمنم
13 سال و 5 ماه و 4 روز و 4 ساعت و 46 دقيقه قبل