Jangal
گفت: احوالت چطور است؟... گفتمش: عالی است مثل حال گل!.... حال گل در چنگ چنگیز مغول
Jangal
تا حالا شده یه همه کمک کنی، یعنی بتونی به همه کمک کنی،یه کاری از دستت بر بیاد... ولی حالا به خودت هیچ کمکی نمیتونی بکنی... سخته تحمل گنگ بودن،تحمل نادون بودن، تحمل تکراری شدن خیلی سخته
Jangal
اِنقده حرف تو دلمه... انقد داد طلب دارم...
Jangal
خدایا امتحان سخت گرفتن اشکالی نداره ها... حقته... دنیای خودته... بنده ی خودته... ولی خدایی ما پیام نوری ها استاد که نداریم... کلاسم که نداریم... حداقل یه کتاب بده حالیم بشه ...
Jangal
چقد حسِ بدیه آدم از خودش بدش بیاد...
Jangal
میبینی، صدا هم در این روز ها منجمد می شود. چه سوالی میپرسد آن که میگوید «آی آشنا چطوری؟ »... دلم را سخت آشفته ای امروز ... هوای سرد مرا در لحظه ها ساکن کرده
Jangal
از گلی که نچیده ام... عطری به سر انگشتم نیست... خاری در دل است... «شمس لنگرودی»
ممنونم مریم عزیز... مثل همیشه خیلی خیلی لطف داری دیگه...
14 سال و 3 ماه و 10 روز و 8 ساعت و 59 دقيقه قبل
13 سال و 5 ماه و 7 روز و 12 ساعت و 25 دقيقه قبل10 ماه قـــــــــــــــــــــــبـــــــــــــــــــــل
13 سال و 5 ماه و 7 روز و 12 ساعت و 12 دقيقه قبلخیلی دوس دارم این ُ
13 سال و 5 ماه و 7 روز و 12 ساعت و 3 دقيقه قبلمنم
13 سال و 5 ماه و 7 روز و 12 ساعت و 1 دقيقه قبل