OMID
ز مهر دوستان در خاطرم یادیست! اگر چه فاصله بسیار ، ارادت همچنان باقیست..!
OMID
سالها شد که رخ زرد مرا دوست ندید / بس که خون جگر از دیده روان است مرا . . .
OMID
تنها، بی هوایی … آدمی را خفه نمی کند … گاهی، هوایی شدن … آرام آرام … بدون ِ روسیاهی … خاموشت می کند!
OMID
غمگینم همانند پرنده ای که به دانه های روی تله خیره شده و به این فکر میکند که چگونه بمیرد ؟ گرسنه و آزاد یا سیر و اسیر …
OMID
از یک جایی به بعد فاصله دیگر دور نیست ، درد است ، نزدیک است !
OMID
شبیه برگ پاییزی ، پس از تو قسمت بادم / خداحافظ ، ولی هرگز نخواهی رفت از یادم خداحافظ ، و این یعنی در اندوه تو می میرم / در این تنهایی مطلق ، که می بندد به زنجیرم
OMID
دوستان فعلا خدانگهدار همگی
OMID
سلام دوستان صبح همگی بخیر....
OMID
انتظار را از کوچه های بن بست بیاموز که دلخوش به تماشای هیچ رهگذری نیستند ! چشم به راه آمدن کسی می نشینند که اگر بیاید ، ماندنیست …
OMID
سلام دوستان عزیز بعد از ظهر همگی بخیر...
OMID
قفس داران غرورم را شکستند دل همیشه صبورم را شکستند به جرم پا به پای عشق رفتن پر بال عبورم را شکستند رهایی در امیدم موج میزد ولی رویای دورم را شکستند
OMID
یادت هست گفته بودم تنهایت نمیگذارم تو در تنهایی هایت هم تنها نیستی جایم را تغییر داده ام از کنارت به پشت سرت رفته ام گفته بودم به من تکیه کن