دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آقـا اَمـیـن

تَــنـهـای تَــنـهـا : ( درباره »
آقـا اَمـیـن
مرد
امتیاز: 41987

دنبال‌شدگان

(4640 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1945 کاربر)

گروه‌ها

(93 گروه)

بازدید

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن

آهنگ پروفایــلم . عاشِقشَم : X

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی
در دوره

در بن بست هميشه راه آسمان باز است، پرواز را بايد آموخت !!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی
در دوره

سکوت همیشه از روی رضایت نیست ! گاهی نشانه اعتراض است؛ گاهی مودبانه خفه شدن است؛ گاهی فداکاری و از خودگذشتگی است؛ و گاهی ازروی بی تفاوتی است !!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
mehdi
images.jpg mehdi
در دوره

این دهکده بیهوده زیباست آسیاب ها بیهوده می چرخند شعر دست مرا گرفته به دور دست ها می برد بیچاره پدر بیچاره مادر بیچاره لیلا من دیگر باز نمی گردم.

این ارسال را بازنشر کرده است.
آزاده ایــرانی
182477_135587989842163_123218014412494_212788_3225682_n.jpg آزاده ایــرانی
در دوره

بعضی وقتا چه ساده عروسک ميشيم !! نه میخندیم، نه شكايت ميكنيم و فقط احمقانه سكوت ميكنيم!!!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
آزاده ایــرانی
181769_134956249905337_123218014412494_209508_6733004_n.jpg آزاده ایــرانی
در دوره

آسمون رو هم بگیری این پرنده ها مردنی نیستن !!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
mehdi
mehdi
در دوره

جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را نجستم زندگانی را و گم کردم جوانی را کنون با بار پیری آرزومندم که برگردم به دنبال جوانی کوره راه زندگانی را (سلام بعد از 70 روز)

این ارسال را بازنشر کرده است.
آزاده ایــرانی
180599_132513610149601_123218014412494_195501_3100596_n.jpg آزاده ایــرانی
در دوره

دخترک طبق معمول هر روز جلوی کفش فروشی ایستاد و به کفش های قرمز رنگ با حسرت نگاه کرد بعد به بسته های چسب زخمی که در دست داشت خیره شد و یاد حرف پدرش افتاد : اگر تا پایان ماه هر روز بتونی تمام چسب زخم هایت رابفروشی آخر ماه کفش های قرمز رو برات می خرم" دخترک به کفش ها نگاه کرد و با خود گفت: یعنی من باید دعا کنم که هر روز دست و پا یا صورت ۱۰۰ نفر زخم بشه تا ... و بعد شانه هایش را بالا انداخت و راه افتاد و گفت: نه ... خدا نکنه ....

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
آزاده ایــرانی
168947_132689610132001_123218014412494_196370_8068504_n.jpg آزاده ایــرانی
در دوره

برف وقتی رو چتر سنگینی می کنه و چترها رو خیس می کنه مرثیه اس، اما وقتی کف دست تو بالا می گیری و چند دونه برف تالاپ می افته کف دستت سردی برف بهت نشاط می ده، اون وقت دیگه مرثیه نیست، تالاپ تالاپ برف روی چتر برات می شه ترانه، یه ترانه که هم سرده و هم گرم. سردیش مال آدمای بی احساس و گرمیش مال آدمای عاشق...

این ارسال را بازنشر کرده است.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

غضنفر داشته با خانوادش از جلوی رستوران رد می شده بوی خوب غذا رو احساس می كنن به بچه هاش ميگه : اگه بچه های خوبی باشين يه دفعه ديگه هم از اينجا رددون می كنم !!!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

يه زنه در آشپزخانه مارمولک می بينه سريع حشره كش ور ميداره می زنه بهش مارمولک ميگه : خاله ! خاله ! زير بغلم هم بزن !!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
mahsa66
mahsa66
توسط موبایل

جووووون چند روزی این دنيا رو تعطيل نمیكني...خسته شدیم...

این ارسال را بازنشر کرده است.
آرمان
آرمان

پروردگارا لطفا فردا صبح از روی آن یکی دنده‌ات بیدار شو ما به خوشبختی نیاز داریم تو به کمی تنوع..

این ارسال را بازنشر کرده است.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

دو نفر نشسته بودن قاشق قاشق ماست توی رود خونه می ريختن @نیما صابری رد می شه می پرسه چيکار می کنيد ؟! ميگن داريم دوغ درست می کنيم @نیما صابری ميگه براتون متاسفم … خب همين کارا را می کنيد که همه ميگن نمی فهمید … آخه اين همه دوغ رو کی می خوره ؟!!!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

غضنفر با يک سرهنگه سوار هواپيما می شن غضنفر رو به سرهنگه می كنه ميگه : ببخشيد شما گروهبانيد ؟ سرهنگه ميگه نه غضنفر همين سوال رو چند بار می پرسه آخر سرهنگه خسته ميشه ميگه : بله بابا من گروهبانم غضنفر ميگه پس چرا لباس سرهنگارو پوشيدی ؟!!!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

@aynor رو برق می گيره هر كاری می كنه نمی تونه خودشو رها كنه اونم سيم برق رو محكم می گيره ميگه ولم كن تا ولت كنم !!!