واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
همیشه سعی کردمم همرو درک کنم همیشه حال #تک تک دوستام از حال خودم برام مهم تر بود اینکه میپرسیدم خوبین...؟چرا #ساکتی؟چرا #بغض کردی؟#بعضیا گاهی ازم میرنجیدن که #جاسی چرا یاد من نکردی؟ خودم هم گاهی خسته میشدم که وجود یاد دوستام اونا منو فراموش میکردن... اینجا تبدیل شد به ۲گروه دوستو دشمن #بعضیا بد گفتنو بد گفتنو بد گفتن اینقدر که همرو از هم دور کردن جواب اونا با #خدا... #بعضیا همونجوری که هستی باورت کردنو تو سختیو #شادی کنارت بودن یاد بگیرین #دل شکستن هنر نیست....تا میتونین #دلی به دست بیارین.... میخوام یه مدت #سکوت کنم ...دوستون دارم
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 9 روز و 13 ساعت و 33 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی