واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
اگه ناراحتــــــــی ازش , دلُ بزن به دریــــــــا و هرچــــی توو دلتِ بش بگــــــــو . . . / یا منطق داره , همه چی درست میشه یا هم اینکه هیچی دیگه . . . کلاً ارزش نداره این رابطه / با سکوت ُ چیزی نگفتن , بعضی طرف آی ِ مقابل چیزی حالیشون نمیشه . . . راکــــد نباش
#ساس, به غایت خونخوار و نـَفـِهم, اونم در این شبهای عزیز + با ملایمت باس کُشتهشه وگرنه با یه فشار ِکوچیک خونش (خونِمون) قشنگ میپاچه رو در و دیوار / -> [لینک]
باشه مرسی
الانکه به روش های نوین روی آوردیم "پیشت پیشت" میکنیم برن پی ِکارشون بعدم اگه جواب نداد چراغ قوه میکنیم توو چششون آفتاب رو میزاریم به عنوان ِغول مرحله آخر
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 10 روز و 16 ساعت و 51 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی