واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
طی آخرین کَشفیات ما ، یکی از لذت های دُنیَوی مُشت کوفتن بر میزی پُر از جام های شیشه ایست ، تا حَدی که بر اثر ارتعاشات مُشت ، جام ها از روی میز اُفتند و صدای دلنشین شکستن و خُرد شُدن از آن برخیزد !
دیگر پاییزم،پاییزی که شاید دیگر به بهار نرسد.زرد و خشک مانده ام . بی فروغ و خسته مانده ام لبهام دیگر نخدیدند حتی در زمان شادی ها.خنده عشق را فراموش کردم.لذت آن همه خنده دیگر در وجودم نیست.
دختر:موجودی است که وقتی تعجب میکند میگوید واااااااااا!! و وقتی خوشحال است میگوید بمیری الهییییییی!! وقتی غمگین است آه میکشد و وقتی میترسد جیییییییغ بنفش میکشد . وقتی بدش می آید میگوید ویشششش . وقتی خوشش می آید میگوید ووییییی. همه عناصر ذکور گیتی در عشق او واله و سرگردانند . تاریخ تولد و شماره کفش با جناق پسر عمه ی دختر خاله ی داماد همسایه ی پوریا پور سرخ را میداند .از سوسک اصولا نمیترسد بلکه چندشش میشود
ببینید بچه ها من خیلی دقت کردم احتمالا مشکل از منه چون هر کسی آواتارشو عوض میکنه سریع پست های تبریک بش میزنند ...اما در مورد من اینطور نیست ...الانم واسه همین دیگه واسم فرقی نداره کی لایک میکنه کی لایک نمیکنه! به خدا که هیچ کی نمفهمه هستم و نیستم ...یه عکس همه خاطره من تو اینجا میشه!
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 11 روز و 12 ساعت و 23 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی