واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
توی خوابگاه ِ دانشجویی یه بنده خدایی هم اتاق ِ ما بود که یه بار سَر سفره غَذاشُ پُره پودر ِ فلفل کردم که ببینم چی میگه ! قاشقِ اولُ خورد گفت " : o اوه اوه چه #داغه ! " فوتِش کرد !!! [ ما : ] ینی با همچین اساتیدی ما نشست و برخاست داشتیم ! : |
ما فقط توو آشپزخونه واسه دوستان آش با یه وجب روغن ِ روش ، میپزیم ، سعادت دیدار نداری !
ولی دوست ِ عزیزتر از جونِمون رو می تونی از نزدیک مشرف به دیدارشون شی ! #عزرائیل عزیز
باغ سنگی که شاید بتوان درختان آن را نمونه های خوبی از هنر مفهومی برشمرد، در 45 کیلومتری جنوب شرقی سیرجان و در نزدیک روستای بلورد قرار دارد. این باغ منحصر به فرد و بی نظیر تا به حال سوژه عکاسان و خبرنگاران بسیاری بوده است.
درختانی که باروری شان ختم به رویش سنگ از دل شاخه هایشان است، سنگ هایی که روزگاری در کسوت واژه های ناگفتنی پیرمردی بی زبان به کمک او آمده اند و روی شاخه ها سوار شده اند.
در دوران ِ طفولیت و مدرسه ، تابستونا که کلاس و مدرسه تعطیل می شُد ( 2تا تجدیدی هم نمی آوردیم ! ) میرفتم کلاس ِ زبان ثبت نام می کردم که کِلاس ِ اونا رو جیم بزنم و بپیچونم !
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 12 روز و 3 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی