واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
من : بابا سرم درد میکنه
بابام : از بس میشینی پشت کامپیوتر
من : وقت نمیکنم به کارام برسم
بابام : از بس میشینی پای کامیوتر
من : حوصلم سر رفته
بابام : از بس میشینی پای کامپیوتر
من : آخه چرا اینقدر من بدبختم
بابام از بس میشینی پای کامپیوتر
من
بابام از بس میشنی پای کامپیوتر D:
یه روز به #نازی@نــازی SG میگن شما در روز چقدر نون می خورین ؟ میگه : صبح دوتا لواش ظهر یه تافتون بعد از ظهر چهارتا سنگک شب هم سهتا باگت ! به #نازی میگن پس نون بربری چی ؟ میگه پس فکر کردی اینا رو لای چی میذاریم می خوریم ؟
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 11 روز و 22 ساعت و 19 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی