واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
نقاشیم را نگاه می کنم ، لبخند می زنم و خدا بوسه ای بر گونه ی سرخم می نشاند ، بوسه ی خدا نمره ی 20 دخترک کوچکی است که با دلش نقاشی کشیده ، شرمگین ، خدا را نگاه می کنم و بوسه ای پنهانی بر چشمان خدا مهمان می شود ، #نقاشیم-را-قاب-میگیرم-همین-روزها .....
من با همین یدونه لایک و بدون کامنت با همه حرف میزنم به یکی میگم دوستت دارم به یکی میگم حواسم بهت هست به یکی میگم ببخشید اگه ازم دلخوری به یکی میگم نوتت واقعن قشنگ بود به یکی میگم لایکم فقط واسه خودته ربطی به نوت نداره حتی سلام و خدافسی هم میکنم بغل و بوس هم میکنم با زبون یک کلمه ای لایک ولی با یه دنیا احساس با همه حرف میزنم اونجوریا هم بی کامنت و لال نیستم.... : )
فقط صدایشان ، یواش تر از صدای قلب یک زن است ! مرد ها هم در خلوتشان برای عشقشان گریه میکنند ! شاید ندیده باشی ؛ اما همیشه اشک هایشان را در آلبوم دلتنگیشان قاب میکنند! هر وقت زن بودنت را میبینم؛ سینه ام را به جلو میدهم ، صدایم را کلفت تر میکنم ... تا مبادا لرزش دست هایم را ببینی ! مرد که باشی ... دوست داری ... از نگاه یک زن مرد باشی ..! نه بخاطر زورِ بازوها .
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 13 روز و 19 ساعت و 45 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی