واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
خواهرزادم کلاس اوله تکلیفشون اینه از ۱تا ۹۰ بنویسن حالا این خواهرزاده ما...یه عددمی نویسه درازمیکشه یه غلت میزنه یه عدد دیگه یه کارتون می بینه یکی دیگه گرسنه میشه... میگم دایی اینجوری تا صبم تموم نمیشه میگه خسته ام میفهمی خسته!
@بانو جاسمین این آدمایی که سه صفحه بهشون اس ام اس میدی بعد مثل معلولا فقط یه کلمه تایپ میکنن OK باید بگیری اون دکمه های کیبورد موبایلشونو با بیل داغون کنی ازش فقط یه o بمونه با یه k تا حالشون جا بیاد!!!
بدینوسیله از تمام هوادارانم و کسانی که تو این مدت منو یاری کردن همراهی کردن...تحمل کردن ...تشکر میکنم و از همتون خداحافظی میکنم ...چون @بارانداره میاد خونمون که منو بکشه چون تا حالا لایکش نکرده بودم...منم خونه تنهام کسی صدامو نمیشنوه ...شمام دخالت نکنین باران در این جور مواقع رحم نداره...رهام و به گلپری و راحیل و به امیر آرین میسپرم به جای من بوسشون کنین بگین خیلی دوسشون داشتم تا آخرین لحظه به یادشون بودم ...میتونین باز نشر کنین ...آآخخخخخخخخخخخخ...وااااااااااااااااااااای خدا نگهدار...
اوهوی باشماهاما چی چی دور برداشتین برا خودتون
اصلا دوست داره هیوا رو با تبر تیکه تتیکه کنه خیلیم خوب میکنهالبته ببخشیدا هیوا اما بارانه دیگگگگگه
نامردا تک گیر اوردین
باران برو جلو من پشتتم غمت نباشه
هرکی اومد جلوت بزن نصفش کن بقیه کارا از جمله سر به نیست کردنه باقیموندش با خودم جایی میبرم اصلا مشخص نشه
Doe, a deer, a female deer Ray, a drop of golden sun Me, a name I call myself Far, a long, long way to run Sew, a needle pulling thread La, a note to follow Sew Tea, a drink with jam and bread
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 13 روز و 16 ساعت و 34 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی