واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
یه توپ دارم قلقلیه پ نه پ شش ضلعی نامنتظمه میزنم زمین هوا میره پ نه پ می خواستی زمین و حفر کنه برسه مرکز زمین نمی دونی تا کجا میره پ نه پ می دونم نمیگم که ریا نشه من این توپو نداشتم پ نه پ داشتی ، رو نمی کردی مشقامو خوب نوشتم پ نه پ همش برو دنبال یللّی تللّی بابام بهم عیدی داد پ نه پ می خواستی روز مادر بهت کادو بده یه توپ قلقلی داد پ نه پ می خواستی یه دونه بی ام 730 بهت بده!!
بزرگترین آرزوی مامان من اینه که زیر همه ی وسایل خونه چرخ بود میتونست هرروز جاهاشونو عوض کنه !!! کلا تغییرو دوست داره ! فقط من موندم چطوری اینهمه سال بابامو عوض نکرده !
یه بار حوصله م سر رفته بود به یه شماره ناشناس اس ام اس دادم : عزیزم من حامله م هیچی دیگه زنش بود فک کنم زنگ زد من که نفهمیدم چی میگفت فقط صدای جیغ میشنیدم سرگرمی سالم به این میگن!
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 6 روز و 9 ساعت و 25 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی