واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
به سن مدرسه رسیدیم دختر پسرا رو جدا کرده بودن، دانشگاهی شدیم گفتن باید جدا باشین، ما که شانس نداریم پیر هم بشیم خانه سالمندان رو پیرزنونه پیرمردونه میکنن
آقا تا دیروز فک میکردم فقط منم که میرم توالت ۳۰ نفر به گوشیم زنگ میزنندیروز رفتم یه توالت عمومی یه لحظه فکر کردم اومدم مخابرات یکیشون که فکر کنم تو توالت چند تا معامله با گوشی انجام داد!
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 6 روز و 10 ساعت و 27 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی