واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
رامبد جوان : در می زنی،من مثلا یه خانومم،درو باز می کنم میگم بله...تو یه جوری که من حالم بد نشه به من توضیح میدی که ماشینمو دزد برده* پسر خاله : می خواستم بگم اگه به شما بگن باباتون فردا می میره حاضری چه قدر پول بدی که نمیره؟ + هر چی که دارمو ندارم * اگه بگن مادرتونم روش چی؟! دیگه هر چی که دارمو ندارمو از اینورو اونور می تونم جور بکنم... * اگه بگن خودتونم روش سه تایی؟! دیگه نمی دونم باید چی کار کنم... * ولی خوشحال باش...هیچکدومشون نمی میرن.خودتم زنده می مونی یه ماشین قراضه جایه باباتو ننتو خودت به باد رفت!...به درک!
پسره اومد وسط کلاس دانشگاه , داد زدشلوارمو در بیارم؟ همه پسر ها گفتن: دربیار در بیار دخترها همه زیر چشمی نگاه می کردن...!!! یه دفعه دستشو کرد تو ساکش و شلوار ورزشیشو در اورد! پسرا: هاهاها دخترا: ایییییییش
امروز کنار خیابون ایستاده بودم یه دختره با جنسیس اومد جلوم ترمز کرد و گفت: ببخشید میخوام برم صادقیهمنم بهش گفتم: کار خوبی میکنی خیلی جای خوبیه. برو به امید خدا از خنده دیگه نمیتونست حرکت کنه
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 5 روز و 17 ساعت و 32 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی