دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آقـا اَمـیـن

تَــنـهـای تَــنـهـا : ( درباره »
آقـا اَمـیـن
مرد
امتیاز: 41987

دنبال‌شدگان

(4640 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1945 کاربر)

گروه‌ها

(93 گروه)

بازدید

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن

آهنگ پروفایــلم . عاشِقشَم : X

آقـا اَمـیـن
1 (2).jpg آقـا اَمـیـن
در دوره

14 قانون برای اینکه خودتان باشید

آقـا اَمـیـن
1 (1).jpg آقـا اَمـیـن
در دوره

عمیق ترین استخر جهان

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

چه مسخره است سوال امتحان که می گوید ؟ لطفآ جای خالی را پر کنید .... من اگر می توانستم " جای خالی تو را پر می کردم !

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

من ، با کناری ات کنار نمی آیم ! کنار می روم …… . . . از درد دوست نداشتن هایت گفتم خیانت را تجویز کردند گویا این آسان ترین راه عاشقی است . . .

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

مدام گفتی خیالت تخت .. من وفادارم ! و من چه ساده لوحانه .. خیالم را تختی کردم برای عشق بازی تو با دیگری ...

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

نه تو دروغگو نیستی من حواسم پرت است! گفته بودی دوستم داری بی اندازه خوب که فکر می کنم تازه می فهمم که “بی اندازه” یعنی چه!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

وقتی تمام احساس دلتنگیت را با یک "به من چه" پاسخ می گیری "به کسی چه" که چقدر تنهایی

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

به سلامتي کسايي که... براي داشتنشون لازم نيست با سياست باشي و نقش بازي کني... همين که يک رنگ باشي کافيه

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

دراز کشیده ام بر ساحل احساس روغن ِ درد مالیده ام به تنم حمام میگیرم با آفتاب تند حقایق تلخ زندگی...

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

هر چـ ـیز زمـانی دارد نَفَــس هم کهـ باشی دیــــر برسی ... مــَ ـن رفته ام ...

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

” سـرد اسـت و مـن تـنهایـم “ چـه جمـلـه ای ! پــــُر از کـلیـشه … پـــُـر از تـهـوع … جـای ِ گـرمی نـشستـه ای و می خـوانـی : ” ســرد اسـت “… یـخ نمـی کنـی … حـس نـمی کنـی … کـه مـن بـرای ِ نـوشتـن ِ همیـن دو کلمـه چـه سرمایـی را گـذرانـدم …

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

برای جستجوی تو برای گفتگوی تو ‎ برای دیدنِ نگاهِ گرم و زیر و روی تو ‎ جهان جهان دویده ام چو بارشِ بهارِ نو میان بوته ها و صخره ها چنان چکیده ام - که اشک گرم و بی قرارِ کودکی به جستجوی مادرش...

این ارسال را بازنشر کرده است.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

برای جستجوی تو برای گفتگوی تو ‎ برای دیدنِ نگاهِ گرم و زیر و روی تو ‎ جهان جهان دویده ام چو بارشِ بهارِ نو میان بوته ها و صخره ها چنان چکیده ام - که اشک گرم و بی قرارِ کودکی به جستجوی مادرش...

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

دستــ ـم را بالا مــ ـی برم و آسمان را پایین مــ ـی کشـــ ـم مــ ـے خواهــــــ ـم بزرگــــــ ـی زمین را نشان آسمان دهـــــــ ـم ! تا بداند گمشده ے من نه در آغــــ ـوش او . . . که در همین خاک بـــــــ ـی انتهاست آنقدر از دل تنگـــــ ـی هایـــــــ ـم برایش خواهــــــ ـم گفت تا ســـ ـرخ شود . . . تا نــــ ـم نــــ ـم بگرید . . . آن وقت رهایش مـــ ـی کنــــــــ ـم و مـــ ـی دانــــــ ـم کســــــ ـی هــــــ ـرگــــــ ـز نــــــ ـخواهد دانست غـــــــ ـم آن غروب بارانـــــــ ـی همه از دلتنگـــ ـی هاے من بود . . . !

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

یک وقت هایی باید روی یک تکه کاغذ بنویسی تـعطیــل است و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت باید به خودت استراحت بدهی دراز بکشی دست هایت را زیر سرت بگذاری به آسمان خیره شوی و بی خیال ســوت بزنی در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند آن وقت با خودت بگویـی بگذار منتـظـر بمانند !