واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
سه تا پشه رو دیوار حموم بودن ... حمله کردم و دوتاشون رو کُشتم ... اون یکی که زنده موند فرار کرد رفت تو هواکش ... حالا نمیدونم خودکشی کرده ... یا رفته بقیهشون رو خبر کنه، شب بریزن سرم ... خیلی اضطراب دارم !!!
#مخاطب-خاص-دارد یه حرفایی هست مثه فشنگن. 12 میلیمتری. فشنگی که قشنگ میشینه رو پیشونیت وسط دوتا ابروهات. مردمک چشمتو یهو گشاد میکنه. ضربان قلبت آروم میکنه. اسلحه که میذاری تو سرت انتظار نداشته باش برات گل و گلاب بپاشه.
باز هم بار ان ....باز هم طراوت و سبزی ....میشنوم صدای خنده و شادی درختان را که پایکوبان هم نوای بلبلان به رقص در آمده اند ..صدای قهقهه کودکان و غرش ابرها....بوی خاک باران خورده و کوچه های دوستی که شادن از بارش باران....انگار در عرش خدا جشن و شادی به پا کرده اند و ابرها از خوشحالی میگریند تا زمینیان تازه از اشکهایشان شوند....گل سرخ با ناز نمام گلبرگهایش را جمع میکند و برای چمن اشوه گری میکند...و چمن عاشقانه اشوه گریهایش را میپذیرد..پس ای ابرها بازم گذشت کنید و بگریید تا زمینیان شاد از گریه شما شوند...(الی)
آیا می دانستید که گاهی به هم می رسیم و می گوییم ۱۲۰ سال زنده باشی یعنی چه و از کجا آمده؟
برای چه نمی گوییم ۱۵۰ یا ۱۰۰ سال یا …
در ایران قدیم، سال کبیسه را به این صورت محاسبه می کردند که به جای اینکه هر ۴ سال یک روز اضافه کنند و آن سال را سال کبیسه بنامند (حتما خوانندگان می دانند که تقویم فعلی که بنام تقویم جلالی نامیده می شوند حاصل زحمات خیام و سایر دانشمندان قرن پنجم هجری است) هر ۱۲۰ سال یک ماه را جشن می گرفتند و کل ایران این جشن برپا بود و برای این که بعضی ها ممکن بود یک بار این جشن را ببینند و عمرشان جواب نمی داد تا این جشن ها را دوباره ببینند (و بعضی ها هم این جشن را نمی دیدند) به همین دلیل دیدن این جشن را به عنوان بزرگترین آرزو برای یکدیگر خواستار بودند و هر کسی برای طرف مقابل آرزو می کرد تا آنقدر زنده باشی که این جشن باشکوه را ببینی و این به صورت یک تعارف و سنتی بی نهایت زیبا درآمد که وقتی به هم می رسیدند بگویند ۱۲۰ سال زنده باشی
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 12 روز و 8 ساعت و 25 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی