واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
دلنوشته هایم را به آسمان پرتاپ کردم مانند پاشیدن گندم به روی باد شاید صدایم را نشنود اما مطمئنم روزی نوشته ای از دلنوشته هایم به او می رسد و او از اسرار دل من با خبر می شود #نازی
این گروه رو افتتاح کردم واسه بچه هایی که نوشته هایی از خودشون می گن...و احساساتشونو در قالب شعر یا دلنوشته بیان می کنن....ممنون می شم عضو گروهم شین....
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 11 روز و 6 ساعت و 7 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی