واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
هر وقت از پل هوایی رد می شد با خودش فکر می کرد ده ثانیه از عمرش رو تلف کرده روز دهم از زیر پل رد شد از لحظه تصادف تا تموم کردنش فقط صد ثانیه طول کشید !@omid88
@•– - Mαт - – بگو کجا پنهان شده ای که در قهوه ای سرکشیده ام هم فالگیر پیدایت نمیکند . . . یک استکان چای داغ مهمان منی ، کنار پنجره بخار گرفته وقت تنهایی ات ، نوش جان! چای وفاداری من همیشه تازه دم است...
@آقـا اَمـیـن دیر آمدی دیر . . . نگران آرزوهایم نباش ، دست باد هم به آنها نمی رسد ، ... همه رادر گور دلم دفن کردم که تا دیگر هیچ آرزوی برباد رفته ای نداشته باشم ...!
افسوس که کسی نیست..... افسوس که کسی نیست تاگذشته های پرملالم را از من بگیرد وآینده ای پراز شادی را به قلبم هدیه کند افسوس که کسی نیست! تا بار فراق وجدایی را از دوش من بردارد وکوله باری از محبت خویش را جایگزین آن کند افسوس که کسی نیست.... از من بخواهد ناگفته های قلبم را که عمریست خک خورده سینه ام شده است را برایش بازگو کنم ودر پاسخ عشق بی پایانش را نثار دل بیمارم کند! افسوس..... افسوس که در این روزگار کسی نیست وهروز غم را بادلم همخوانی می کنند.
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 8 روز و 11 ساعت و 38 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی