محـــمد
گاهى مجبورى بغضت رو با یه لیوان آب فرو ببرى و بگى: خدا بزرگه . . . اما.... اما این بغض وقتی میاد سراغم که روزه ام... آی خدااااا
محـــمد
قسم به نامردی نامردان... قسم خوردم که نامردی کنم در حق نامردان
محـــمد
برای دلم گاهی پدر میشوم ! خشمگین میگویم : بس کن ؛ تو دیگر بزرگ شدی !
محـــمد
من که نقاشی ام تعریفی ندارد................... لااقل خودت راهت را بکش و بـــــرو
محـــمد
خیلی از آدم ها فراموش نمیکنند فقط نقش آدم فراموش کرده را خوب بلدند بازی کنند!
محـــمد
در این زندان غم دیگر اسیرم .........مبادا من در این زندان بمیرم
محـــمد
عشق بازی کار فرهاد است و بس ............../ دل به شیرین داد و دیگر هیچکس ....................مهر امروزی فریبی بیش نیست ................/ مانده ام حیران که اصل عشق چیست ؟
محـــمد
نازنین تر ز تو کَس نیست که یادش بکنم ..........سر و دل عاشق یک ناز نگاهش بکنم ..............تا زمین هست و زمان هست بگویم ای دوست .........تو عزیزی و عزیزان به فدایش بکنم . . .