ordakezesht
مترسک.دستانت راببند....کسی رادراغوشت نخواهی گرفت...تنهای تاوان ایستادگیست
ordakezesht
کفشی که تنگ باشد زخم برجای میگزارد وای بحال دلی که تنگ باشد
ordakezesht
خداوند بخاطر خوردن 1سیب ادم رابه پایین فرستاد.نمیدانست که ادم باکشیدن دوسیب به اسمان باز میگردد سلامتی همه دوسیب کش ها
ordakezesht
طناب داررا به گردنم انداختند...گفتن...اخرین ارزویت.گفتم دیدارعشقم/ گفت خسته است راستش تاصبح طناب رابافته
ordakezesht
عمری ساقی بودمو دلم میخانه ی رفیقان سقفش ریخت.......شدم خراب رفیقان/دیوارش ماند شدم تکیه گاه رفیقان......حالادیوارهم ریخت....شدم خاک پای رفیقان
ordakezesht
محله ی ما شهرری اسلام علیک یا ابا عبدله
ordakezesht
میروم تادرمیخانه کمی مست کنم جرعه بالا بزنم انچه نبایست کنم انقدر مست که اندوه جهانم برود استکان روی لبم باشدو جانم برود برود هرکه دلش خاست شکایت بکند شهر باید به من مست عادت بکند
ordakezesht
توانجا من اینجانیمکت های دنیارابدچیده اند
ordakezesht
فراموش کردنت کاراسانیست کافی است دراز بکشم چشم هایم راببندم ونفس نکشم
ordakezesht
حکایت ان مردرا شنیده ای؟ که نزدروان پزشک رفت واز غم بزرگی که دردل داشت گفت دکتر گفت.به فلان سیرک برودلقکی هست انقدر میخندانت تاغمت یادت برود مردلبخنده تلخی زدوگفت من همان دلقکم
ordakezesht
دیشب خسته تر از همیشه بودم کاش میشدگوشه ای بنویسم خدایاخسته ام فرداصبح بیدارم نکن
ordakezesht
دیروزهمسایه ام ازگرسنگی مرد درعزایش گوسفندهاسربریدن
ordakezesht
دلگیرترین عکس عکس ترحیم است که بالبخندش تمام انسان هارا به گریه می اندازد