@✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿ ... این پست رو که خوندم ... یاد شونه های تو افتادم که تو همه شرایط تکیه گاهم بود ... ممنونم که همیشه کنارمی عزیزترینم
نسیم عزیزم بخاطر پست زیبات ممنون
@حنانه ... #چشمهایم که #خیس اشک میشوند ... تنها #دلخوش به دستان #مهربان تو میشوم ... که از این همه #دوری ... میتواند ... با نور ... بر #گونه هایم مهر ببارد ... "ارکیده" ... « تقدیم به #حنانه عزیزم که همیشه با محبتهای بی دریغش کنارمه »
امروز #روز عجیبی بود ... انگار بعد مدتها که یه #کوه گذاشتن رو دوشت و دم نزدی ... یهو یه نگاه به اون کوه می کنی ... یه نگاه به #تنهایی خودت ... اون وقته که #زانوهات خم میشن ... امروز بعد چند روز ... من هم #کوه-غم رو دیدم ... هم #تنهاییمو ... #شکستن ساده ترین #اتفاق ممکن بود ... "ارکیده"
@✿آرش قرينِ اركيده آبيܓ✿
رفتی و خاطره های تو نشسته تو خیالم
بی تو من اسیر دست آرزوهای محالم
یاد من نبودی اما من به یاد تو شکستم
غیر تو که دوری از من , دل به هیچ کسی نبستم
هم ترانه یاد من باش
بی بهانه یاد من باش
وقت بیداری مهتاب
عاشقانه یاد من باش
@Nazanin ... میدانم #اشکهایم ... آنقدر نامرئیست ... که تنها #دوست مهربانی چون تو ... میتواند با #چشمهایی به مهربانی #نور ... ببیند و با تمام #مهربانیش ... به #دلداری دل خسته ات بیاید ... "ارکیده" ... « تقدیم به #نازنین عزیزم که تا غم به دلم نشسته به دلداریم اومده »
دوست دارم ببرمت یه جای شلوغ وایسم اون وسط نگات کنم! بگم:اینارومیبینی?؟ بگی:آره! بگم:توهیاهوی همه ی این آدما بازم من چشمام فقط دنبال تومیگرده،دلم برای توتنگ میشه.... صداشونومیشنوی?؟ بگی:آره. بگم:تواوج همین صداها دلم دنبال صدای تومیگرده... بگم:حالاچشماتوببند،بگوچه حسی داری!؟ بگی:انگار گم شدم بینه یه عالمه غریبه بگم:اگه نباشی گم میشم بینه یه دنیاغریبه
امروز هم مثل چند روز گذشتهــ گذشتــــــــــــــ ، ساعت ها،دقيقه ها،ثانيه ها، عقربه هاي ساعت، دنبال كردن عقربه اي ساعت، چشمان منتظر،چشمان خشكيده، تنگي نفس، درد، اشك، آهـــــــــــــــــــــــــــــــــــ . . . ومن درد ميكشمو فقط #تحملـــــــــ ميكنم ،دردي كه از پاي در مي آورد... فقط #تحملــــــــــ . . . تــــــــاااااااااااااااااااااااا
گشنمه ولي ناهار نميتونم بخورم،وقتي از گلوم پايين نميره چيكا كنم؟!!نميتونمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ... خداراشكرچند روزه ديگه ماه رمضونه شايد از اين يه دردخلاص بشم اشك
از ساعت دوونيم تا سه وربع بدم مياد نفسم ميگيره تا ساعت هفت هم بدم میاد، از ساعت ده تا يازده بدم مياد نفسم ميگيره . . . از پنج شنبه بدم ميادقلب ونفسم ميگيره از شنبه بدم مياد از از از . . .
دستهای دلت را
13 سال و 20 روز و 5 ساعت و 2 دقيقه قبلبه آسمان بسپار ...