جلو آینه . . .
خط چشمو از دستت میگیره و خودش واست میکشه . . .
با اینکه خیلیم بالا پایین میره و اصنم ظرافت نداره . . .
با همین بدونِِ ظرافت کشیدناش عشق مردونش و نشون میده . . .
و من با هر نگاهش عاشقی ها میکنم باهاش . . .
گاه سقف چشمانم که چکه میکند کاسه دستانم تا بند آمدنشان با من هم پیمانه می شوند من از تو خالی می شوم دستانم از تو پر بیچاره تر دلم به جنون نزدیکتر می شود از "بود نبودت"
جلو آینه . . .
13 سال و 2 ماه و 27 روز و 1 ساعت و 36 دقيقه قبلخط چشمو از دستت میگیره و خودش واست میکشه . . .
با اینکه خیلیم بالا پایین میره و اصنم ظرافت نداره . . .
با همین بدونِِ ظرافت کشیدناش عشق مردونش و نشون میده . . .
و من با هر نگاهش عاشقی ها میکنم باهاش . . .