جلو آینه . . .
خط چشمو از دستت میگیره و خودش واست میکشه . . .
با اینکه خیلیم بالا پایین میره و اصنم ظرافت نداره . . .
با همین بدونِِ ظرافت کشیدناش عشق مردونش و نشون میده . . .
و من با هر نگاهش عاشقی ها میکنم باهاش . . .
«اعتراف می کنم کم کم دارد از سالومه خوشم می آید..نمی توانم بگویم دوستش دارم ، نمی توانم به او امیدوار باشم چون هنوز او را آنطور که باید نمی شناسمش اما مگر تنها راه شناختن یک نفر دوست داشتن اش بی هیچ امیدی است؟» از کتاب فرانکولا - برای مخاطب خاص
آقا یه خطاب برای رها پیدا کردم خودش بیاد تایید کنه برای همتون خطاب میزنم
شانی نمیدونم چرا مغزم رو محوریت رهاست هر چی میخوام برات یه خطاب بزنم رها میاد وسط
چرا بابا ببین من راهنماییتون میکنم یکم بد جاست اونجا که نوشته شانی♥شیرین دنبالر♥ بعد کنارش یه فلش رو به پایینه بعد کنار اون فلشه یه عکس هستا اونا میگم موهاشم تو صورتشه دیدی ؟
جلو آینه . . .
13 سال و 2 ماه و 26 روز و 18 ساعت و 54 دقيقه قبلخط چشمو از دستت میگیره و خودش واست میکشه . . .
با اینکه خیلیم بالا پایین میره و اصنم ظرافت نداره . . .
با همین بدونِِ ظرافت کشیدناش عشق مردونش و نشون میده . . .
و من با هر نگاهش عاشقی ها میکنم باهاش . . .