خاتـــــღـــــــون ツ
تو زندگی بعدیم دوس دارم نقاش باشم... شایدم نوازنده... یا شاعر... : )
خاتـــــღـــــــون ツ
همیشه دوس داشتم ی دوربین میداشتم فقط عکس نمینداخت... تو هر طبیعتی که هستی عکسو که مینداختی بعدن هر وقت خاسی تجدید خاطره کنی عکسه رو که میبینی بوی اون طبیعتو دمای هواشو صداهای اطرافو حتی حس خودت تو اون شرایطو تجدید میکرد واست...
خاتـــــღـــــــون ツ
همه چی آرومه... ما چقد خوشبختیم... {-اسمایلی نمیدونم چچی-}
جلو آینه . . .
13 سال و 2 ماه و 23 روز و 22 ساعت و 25 دقيقه قبلخط چشمو از دستت میگیره و خودش واست میکشه . . .
با اینکه خیلیم بالا پایین میره و اصنم ظرافت نداره . . .
با همین بدونِِ ظرافت کشیدناش عشق مردونش و نشون میده . . .
و من با هر نگاهش عاشقی ها میکنم باهاش . . .