بازی با کلمات و دِل واژه ...
نیلوفر آبی شعر من... سمفونی رنگ افشانیت در تالار تالاب سکوت پر طنین باد...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تا تو راهی نیست... لیک ... افسوس... فاصله زخمیست...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
قند تو دلم اب میکنه ... نگاه پر محبتت...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
شک ندارم همسفرم که تو باشی... جهنم هم آبادیست....
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تا کجا؟ همسفرم تا نا کجا...
خاتـــــღـــــــون ツ
دیگه حوصله اینجا بودنم ندارم...
خاتـــــღـــــــون ツ
چرا نمیشه فهمید کی گزارش میده؟ از همین ابهام میشه فهمید...
خاتـــــღـــــــون ツ
جدا از آهنگی که گوش میدی یه لذتی هم نهفته در طرز به دست اوردنشه... گوگوش گوش میدم پسر همسایه بسیجی خفن با صدای زن مخالف سفارشمو پذیرفت... اصن یه حالی میده این سی دی رو گوش دادن...
خاتـــــღـــــــون ツ
اگه پایه هاش نم کشید... دوس دارم همشونو بگیرن... تک تک محاسنشونو از ریشه در بیارن... ترجیحتا بدن من این کارو بکنم...
خاتـــــღـــــــون ツ
سفر را بهانه کردم تا فراموشت کنم... عجب اشتباهی! عاشق تر شدم! خیالی نیست... بر میگردم! یک بار هم تو امتحان کن... شاید یاد بگیری دلتنگ شوی... برای کسی که نمیدانی؛ ولی تازگی ها... دلیل بودنش شده ای!
جلو آینه . . .
13 سال و 2 ماه و 24 روز و 5 ساعت و 35 دقيقه قبلخط چشمو از دستت میگیره و خودش واست میکشه . . .
با اینکه خیلیم بالا پایین میره و اصنم ظرافت نداره . . .
با همین بدونِِ ظرافت کشیدناش عشق مردونش و نشون میده . . .
و من با هر نگاهش عاشقی ها میکنم باهاش . . .