خاتـــــღـــــــون ツ
دلم باران می خواهد... این بار هم بی چتر... چتر ِ زیر ِ تختخواب من مدتهاست که خوابیده... دل ِ بیدار کردنش را ندارم خدایا قول می دهم خواب ِ چتر ها پریشان نشود باران می خواهم...
خاتـــــღـــــــون ツ
دلم گرفت... دلم بادکنک میخاد... میخام به غما بگم نیگا کنید... من هنوز بچم...
خاتـــــღـــــــون ツ
هستن خیلی روابطی که یه "به نظر قابل اعتماد" خرابش میکنن...
خاتـــــღـــــــون ツ
صبحی برای اولین بار فال حافظ گرفتم... فالم با امروزم سازگاری نداشت... حافظم بلد شده نیشو کنایه های مردم این عصرو...
خاتـــــღـــــــون ツ
رفتنت "مردانه" نبود... لا اقل "مرد" باشو برنگرد...
خاتـــــღـــــــون ツ
امیدوارم دیر نفهمی راست و دروغت چیه...
جلو آینه . . .
13 سال و 2 ماه و 24 روز و 4 ساعت و 30 دقيقه قبلخط چشمو از دستت میگیره و خودش واست میکشه . . .
با اینکه خیلیم بالا پایین میره و اصنم ظرافت نداره . . .
با همین بدونِِ ظرافت کشیدناش عشق مردونش و نشون میده . . .
و من با هر نگاهش عاشقی ها میکنم باهاش . . .