جلو آینه . . .
خط چشمو از دستت میگیره و خودش واست میکشه . . .
با اینکه خیلیم بالا پایین میره و اصنم ظرافت نداره . . .
با همین بدونِِ ظرافت کشیدناش عشق مردونش و نشون میده . . .
و من با هر نگاهش عاشقی ها میکنم باهاش . . .
همیشه خواستی غیر مستقیم خیلی چیزا رو بفهمونه...
بضی وقتا مستقیمشم کجه... چه برسه غیر مستقیم...
هیچوقتم کارات واسه من فضولی نیست... دلگرمیه که یه دوست هست...
بفهم ،نفهم ...
آسمان #بارانی است همگی می گذرند، چتر دارند به دست تا نبارد باران بر سرو صورتشان اما....من #تنها و #رها زیر این سقف سیاه گام بر میدارم آری گام برمیدارم بی چتر.........و به #تو می اندیشم.......
اونجایی که شاعر میگه: #@ساده بیا دست منو بگیرو ... باز کن پنجره ها را که #نسیم روز میلاد اقاقی ها را جشن میگیرد و بهار روی هر شاخه کنار هر برگ شمع روشن کرده است لمس بودنت مبارک#ساده جووووووووووووووووووونم...
چه لطیف است حس آغازی دوباره، و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس... و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن! و چه اندازه شیرین است امروز... روز میلاد... روز تو! روزی که تو آغاز شدی! تولدت مبارک احسان جان... الهی هرچی عمر داری زنده باشی... نافتم که با فضولی بریدن...
جلو آینه . . .
13 سال و 2 ماه و 24 روز و 3 ساعت و 38 دقيقه قبلخط چشمو از دستت میگیره و خودش واست میکشه . . .
با اینکه خیلیم بالا پایین میره و اصنم ظرافت نداره . . .
با همین بدونِِ ظرافت کشیدناش عشق مردونش و نشون میده . . .
و من با هر نگاهش عاشقی ها میکنم باهاش . . .