جلو آینه . . .
خط چشمو از دستت میگیره و خودش واست میکشه . . .
با اینکه خیلیم بالا پایین میره و اصنم ظرافت نداره . . .
با همین بدونِِ ظرافت کشیدناش عشق مردونش و نشون میده . . .
و من با هر نگاهش عاشقی ها میکنم باهاش . . .
اصن حرف زدن باش بم ارامش میده... چند وقتی بود حال خوشی نداشت ولی امشب خدا رو شکر بهتره... اولا به عخش پستاش میومدم دنبالر... دلم واسه پستا قبلیش تنگ شده... دارم باهاش حرف میزنم همه غمام یادم رفت... مخاطب خاص نیست ولی برام خیلی خاصه...
متهجرانه انتظار داره وقتی هست این شکلی بشم...به نظرش دختر نباید ولی با توجه به روحیه عدم سرکوب ریلکسی این شکلیم ... پا رو عقایدم نمیذارم ولی به خاطر بعضی عقایدش براش احترام قایلم... از نظرش دختر باید این شکلی باشه... رها صبر داشته باش و بخند...
اصنم که من کشف نکردم @פــُـسیـטּ و @oOღدختـر خـزانღOo خعلی عخشولانن... اصن به ما چه... مگه وکیل وصی مردمیم... هعی... ارزوی تداوم و تعمیق رابطه دوستانه...
باران را در آغوش می گیرم و خودم را غرق در رویای بدون تو بودن می کنم تو با آغوشی باز... با آغوشی پر از نفس های پاییزی به استقبالم می آیی... و مرا تنگ در آغوشت می گیری و یک نفس عمیق تو کا[!]ت برای دوباره جان دادنم در هوای بودنت
جلو آینه . . .
13 سال و 2 ماه و 24 روز و 20 ساعت و 49 دقيقه قبلخط چشمو از دستت میگیره و خودش واست میکشه . . .
با اینکه خیلیم بالا پایین میره و اصنم ظرافت نداره . . .
با همین بدونِِ ظرافت کشیدناش عشق مردونش و نشون میده . . .
و من با هر نگاهش عاشقی ها میکنم باهاش . . .